رأی وحدت‌ رویه شماره ۸۴۷ در خصوص عدم رعایت مصلحت وکیل

هرگاه شخصی وکالت فروش مال خود را به دیگری تفویض کند و در وکالتنامه قید نماید که وکیل اختیار دارد مال او را به هر قیمتی معامله کند عبارت «به هر قیمت یا به هر شخص ولو به خود» محمول بر قیمت متعارف خواهد بود و چنانچه وکیل آن مال را به قیمت کم که عرفاً ثمن بخس و غیر قابل قبول باشد به خود یا دیگری بفروشد، اقدام وی فضولی محسوب و با وحدت ملاک از ماده ۱۰۷۳ قانون مدنی معامله انجام شده بدون تنفیذ موکل محکوم به بطلان است

رأی وحدت‌ رویه شماره: ۸۴۷

مورخ: ۱۴۰۳/۲/۲۵

رأی وحدت‌ رویه شماره ۸۴۷ در خصوص عدم رعایت مصلحت وکیل

رأی وحدت‌ رویه شماره ۸۴۷ در خصوص عدم رعایت مصلحت وکیل

الف) گزارش پرونده

به استحضار می‌رساند، بر اساس آراء واصله به این معاونت، با توجه به اینکه از سوی شعب پنجم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد و پنجاه و نهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران در خصوص اعلام بطلان معامله موضوع سند رسمی به دلیل عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل توسط وکیل با استنباط متفاوت از ماده ۶۶۷ قانون مدنی، آراء مختلف صادر شده است، جهت طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور گزارش امر به شرح آتی تقدیم می‌شود:

الف) به حکایت دادنامه شماره ۱۴۰۰۴۱۳۹۰۰۰۱۷۷۰۰۰۷ ـ ۱۳/۱۰/۱۴۰۰ شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی گچساران، در خصوص دادخواست آقای علی‌اکبر… و خانم کوکب… با وکالت آقای محمد… به طرفیت آقایان محمد… و بنیامین… به خواسته اعلان بطلان قرارداد بیع رسمی به جهت عدم رعایت مصلحت موکلین …، چنین رأی داده است :

«… دادگاه با عنایت به مفاد دادخواست تقدیمی، اظهارات وکیل خواهان و دفاعیات خوانده ردیف دوم و ملاحظه سند رسمی شماره … که حکایت [از] اعطای وکالت از طرف خواهان‌ها در خصوص اراضی موضوع خواسته به صورت مطلق و با قید اعطاء اختیار به وکیل جهت هر نوع معامله به خود یا به هر شخص دیگری با هر قیمت می‌باشد و با عنایت به اصل آزادی و اصل صحت و اصل لزوم قراردادها، خواسته خواهان را وارد ندانسته و مستنداً به مواد ۱۰، ۲۱۹، ۲۲۰، ۲۲۳، ۶۵۶، ۶۶۰، ۶۶۳ و ۶۶۷ قانون مدنی و ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان … صادر و اعلام می‌دارد …»

با تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۰۴۱۳۹۰۰۰۲۲۸۴۱۱۰ ـ ۲۵/۱۲/۱۴۰۰، چنین رأی داده است:

«… هیأت دادگاه با بررسی لایحه تجدیدنظرخواهی تقدیمی … وکیل وظیفه داشته مصلحت موکل را مراعات نماید که با انتقال ملک به قیمت ناچیز ۳۵۰ هزار تومان، قطعاً مصلحت موکلین رعایت نگردیده و خریدار نیز با توجه به این مبلغ از عدم حسن نیت معامل آگاه بوده، علی‌هذا حسب مراتب مزبور اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص داده، به استناد مواد ۶۶۷ و ۱۲۵۷ قانون مدنی و مواد ۳۵۸ ، ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی [ دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور ] مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به اعلام بطلان قرارداد بیع مورد اشاره و پرداخت خسارات دادرسی مرحله بدوی و تجدیدنظر شامل هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکیل در حق خواهان‌ها…» صادر نموده است.

ب) به حکایت دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۳۷۸۰۰۲۹۱ـ ۲/۴/۱۳۹۴ شعبه پنجاهم دادگاه عمومی حقوقی تهران، در خصوص دعوای آقای علی… با وکالت آقای جواد … و خانم سارا… به طرفیت آقای حسین… به خواسته ابطال سند رسمی به لحاظ عدم رعایت مصلحت موکل توسط وکیل، چنین رأی داده است:

«…. دادگاه با مداقه در محتویات … به این نتیجه رسیده :

اوّلاً، برابر ماده ۱۰ قانون مدنی قراردادهای خصوصی در صورتی که مخالف صریح قانون یا نظم عمومی نباشد در حق طرفین نافذ است و اینکه حسب محتوی وکالتنامه تنظیمی، موکل عبارت به هر مبلغی ولو خود را به کار برده است که حسب قاعده فقهی اقدام در صورت عدم رعایت فرض غبطه، نامبرده علیه خود اقدام نموده است.

ثانیاً، هیچ گونه ادعای انکار یا تردید نسبت به امضاء ذیل وکالتنامه‌ای که خواهان اختیار تعیین ثمن را به خوانده داده است از ناحیه وکلای خواهان وارد نشده است.

ثالثاً، جهات ادّعای بطلان برای خواهان یعنی عدم پرداخت ثمن نفیاً یا اثباتاً وجاهت نداشته و حسب ماده ۱۹۰ قانون مدنی که از زمان عقد، صحیح و بطلان را تمیز می‌نماید منصرف از عدم پرداخت ثمن می‌باشد و همچنین عدم رعایت غبطه موکل با عنایت به اینکه نامبرده خود صراحتاً وکیل را آزاد در تعیین هرگونه قیمت گذاشته مفید در معنا نمی‌باشد چرا که در معاملات فضولی مالک خبری از معامله انجام شده نداشته و پس از [ انجام معامله در مورد ] قیمت یا نوع فروش، اظهارنظر می‌نماید این در حالی است که در مانحن‌فیه خواهان اخذ هر قیمت را قبل از انتقال سند برای خوانده مجاز دانسته لذا تنفیذ یا عدم تنفیذ این معامله نیز مصداق نداشته است.

رابعاً، مصلحت عرفی با توجه به ماده ۹۵۹ قانون مدنی که صراحتاً سلب حق به طور جزئی برای اشخاص را نافذ دانسته و تعیین قیمت برای خوانده با عنایت به اینکه خواهان این اختیار را به خوانده داده است خود نوعی سلب حق به طور جزئی بوده قانونگذار بر اساس مواد قانونی و اصول فقهی (قاعده اقدام) پذیرفته است. خامساً، در صورت عدم توافق در قیمت می‌توانست قیمت عرفی را در وکالتنامه قید کند که این تعیین را استفاده ننموده‌اند لذا دادگاه دعوی خواهان را صحیح ندانسته و مستنداً به ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی حکم به بطلان دعوی نامبرده صادر و اعلام می‌دارد. …»

با تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه پنجاه و نهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موجب دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۷۰۴۰۰۹۶۰ ـ ۱۸/۸/۱۳۹۴، چنین رأی داده است :

«… با دقت در محتویات پرونده نظر به اینکه به موجب وکالتنامه رسمی شماره … مورخ ۷/۶/۱۳۶۸ … تجدیدنظرخواه انتقال … تمامی حقوق متصوره آپارتمان مزبور را به هر مبلغی به تجدیدنظرخوانده اعطا نموده است و انتقال آپارتمان مزبور بر اساس اختیارات اعطایی در وکالتنامه به تجدیدنظرخوانده نیز بر همین اساس صورت گرفته است لذا بر این پایه نظر به اینکه تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موجّهی که نقض دادنامه را ایجاب نماید به عمل نیاورده و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایراد و اشکالی به دادنامه موصوف به نظر نمی‌رسد بنابراین به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته عیناً تأیید می‌گردد.»

چنانکه ملاحظه می‌شود، شعب پنجم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد و پنجاه و نهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران، در خصوص اعلام بطلان معامله موضوع سند رسمی به دلیل عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل توسط وکیل با استنباط متفاوت از ماده ۶۶۷ قانون مدنی، اختلاف نظر دارند به طوری که شعبه پنجم با احراز عدم رعایت مصلحت موکلین حکم به بطلان قرارداد بیع صادر کرده، اما شعبه پنجاه و نهم انتقال تمامی حقوق متصوره را بر اساس اختیارات اعطایی در وکالتنامه به وکیل دانسته و رأی به بطلان دعوی خواهان صادر کرده است.

بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخواست می‌گردد.

معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیأت عمومی ـ غلامرضا انصاری

ب) نظریه نماینده محترم دادستان کل کشور

احتراماً، درخصوص­ ­پرونده ­وحدت­رویه شماره۱۴۰۳/۲­ هیأت عمومی دیوان عالی­کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح ذیل اظهار عقیده می‌نمایم:

حسب­ گزارش ارسالی ملاحظه می­گردد اختلاف رویه حادث شده بین شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویر احمد از یک طرف ­و شعبه پنجاه و نهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران از طرفی دیگر ­درخصوص «اعلام بطلان معامله موضوع سند رسمی به دلیل عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل توسط وکیل» با استنباط متفاوت از ماده ۶۶۷ قانون مدنی است، به گونه‌ای که شعبه پنجم با احراز عدم رعایت مصلحت موکل حکم به بطلان قرارداد بیع را صادر کرده، لیکن شعبه پنجاه و نهم برخلاف نظر شعبه پنجم انتقال تمامی حقوق متصوره را بر اساس اختیارات اعطائی در وکالتنامه به وکیل دانسته و رأی بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.

 لذا با بررسی گزارش ارسالی، نکته­ای که در ابتدا باید به آن توجه شود، این است­ که با توجه به مفاد دادنامه‌های صادره  که در متن ­ گزارش به آن تصریح شده است، موضوع دعاوی مطرح شده فرضی است که در متن وکالتنامه، عبارت «فروش به هر مبلغ» قید گردیده باشد و اختلاف شده است که در این فرض رعایت غبطه و مصلحت موکل توسط وکیل ضرورت دارد یا خیر و ­آیا این عبارت موجب معافیت وکیل از رعایت غبطه و مصلحت عرفی موکل است یا خیر، بنابراین باید موضوع رأی وحدت رویه تنقیح شده و به: «بطلان معامله موضوع سند رسمی به دلیل عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل توسط وکیل در فرضی که در وکالتنامه عبارت فروش به هر مبلغ قید شده و موکل آن را تنفیذ نکرده» تصحیح شود و با لحاظ این تصحیح:

اوّلاً : مستفاد از مواد ۶۶۶ و ۶۶۷ و۱۰۷۳ و ۱۰۷۴ قانون مدنی، قاعده عمومی این است که وکیل باید در حدود اختیارات تفویض شده به وی اقدام نموده و در تصرفات و اقدامات خود مصلحت و غبطه موکّل را مراعات نماید و در صورت تجاوز از حدود وکالت و یا عدم رعایت مصلحت موکل، عمل وکیل فضولی محسوب و مطابق مواد ۲۴۷ به بعد قانون مدنی متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.

ثانیاً : این قاعده عمومی در هر حال باید مراعات شود و در صورت تردید در خصوص ضرورت رعایت یا عدم رعایت این تکلیف، باید به اصل رجوع شود و به لزوم رعایت آن حکم نمود.

بر این اساس، در فرضی که در متن وکالتنامه عبارت «به هر مبلغ یا به هر قیمت» و یا عباراتی از این قبیل درج شده باشد، و تردید شود که غبطه و مصلحت موکل باید رعایت شود یا نه، باید به اصل رجوع نمود و این عبارات به معنای معافیت وکیل از رعایت غبطه و مصلحت موکل نخواهد بود، بلکه به دلالت التزامی در هر حال وکیل ملزم است حداقل‌های عرفی را مراعات نموده و در اقدامات خود مصلحت و غبطه موکل را در حدود عرف در نظر داشته باشد، و قید عباراتی از قبیل به هر قیمت یا به هر مبلغ به هیچ عنوان به معنای تجویز اقدام برخلاف آنچه که متعارف و معقول است نخواهد بود. فقهای عظام نیز بر اقدامات متعارف در این خصوص تأکید دارند که به جهت جلوگیری از اطاله کلام از بیان فرمایش فقها خودداری می‌کنم.

لازم به ذکر است که دادگاه‌های غرب نیز حسب دادنامه‌های بیشمار و با شدت هرچه تمام‌تر با این گونه سوء استفاده‌ها و معاملات و قراردادهای نامتعارف و با شروط غیرمنصفانه مبارزه می کنند. تجربه محاکم ما هم نشان می‌دهد که این گونه معاملات در سال‌های اخیر به شدت دردسر­ساز گردیده و باید توسط دیوان عالی­کشور جلوی آن را که به نوعی کلاهبرداری نیز­ هست، گرفت خصوصاً با وکالت‌های فرمی که در دفاتر اسناد تنظیم می­شود و محتوای آن به اشخاص تفهیم نمی‌گردد.

فلذا رأی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان استان کهگیلویه و بویر احمد به جهات فوق‌الذکر قابل تأیید است.

ج) رأی وحدت‌ رویه شماره ۸۴۷ ـ ۱۴۰۳/۲/۲۵ هیأت‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

طبق ماده ۲۴۷ قانون مدنی  مصوب ۱۳۰۷/۲/۱۸ انجام معامله نسبت به مال دیگری از طریق وکالت تجویز شده است.

از سوی دیگر مطابق ماده ۶۶۷ همان قانون وکیل موظف است در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را رعایت نماید و از آنچه موکل صراحتاً به او اختیار داده و یا بر حسب قرائن، عرف و عادت که داخل در اختیارات اوست تجاوز نکند. بنابراین هرگاه شخصی وکالت فروش مال خود را به دیگری تفویض کند و در وکالتنامه قید نماید که وکیل اختیار دارد مال او را به هر قیمتی معامله کند عبارت «به هر قیمت یا به هر شخص ولو به خود» محمول بر قیمت متعارف خواهد بود و چنانچه وکیل آن مال را به قیمت کم که عرفاً ثمن بخس و غیر قابل قبول باشد به خود یا دیگری بفروشد، اقدام وی فضولی محسوب و با وحدت ملاک از ماده ۱۰۷۳ قانون مدنی معامله انجام شده بدون تنفیذ موکل محکوم به بطلان است. بدیهی است موضوع رأی، شامل مواردی که قبل از تنظیم وکالتنامه، معامله ای صورت گرفته باشد، نمیگردد.

بنا به مراتب، رأی شعبه پنجم دادگاه تجدید نظر استان کهگیلویه و بویراحمد تا حدی که با این نظر انطباق دارد، با اکثریت آراء اعضای هیأت عمومی صحیح و قانونی تشخیص داده میشود و این رأی طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاهها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است.

«هیأت عمومی دیوان عالی کشور»

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی ملکی و ثبتی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

رد معامله فضولی توسط وکیل و امکان بطلان معامله

تازه ترین رای وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور صادر شد

چکیده رای وحدت رویه رد معامله فضولی توسط وکیل

موکل حق رد معامله وکیل و اعلام بطلان آن را در صورت عدم رعایت مصلحت دارد

 

بر اساس تصمیم امروز هیات عمومی دیوان عالی کشور، موکل حق رد معامله وکیل و اعلام بطلان آن را در صورت عدم رعایت مصلحت دارد.
وکیل حسن محسنی عضو هیات علمی دانشگاه تهران در حساب اینستاگرامش از صدور یک رای وحدت رویه جدید در دیوان عالی کشور در خصوص «حق رد معامله وکیل و اعلام بطلان آن توسط موکل» خبر داد.
طبق اعلام وکیل محسنی با تصمیم امروز دیوان عالی کشور در صورت احراز عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل (موضوع ماده ۶۶۷ قانون مدنی)، وی حق رد معامله وکیل و درخواست اعلام بطلان بیع را دارد.

رد معامله فضولی توسط وکیل و امکان بطلان معامله

رد معامله فضولی توسط وکیل و امکان بطلان معامله

وکیل محسنی در حساب اینستاگرامش نوشت:

رای وحدت رویه جدید

امروز ۲۵ اردیبهشت سال ۱۴۰۳
دادگاه ها، (شعبه پنجاه و نهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران و شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد) درباره ضمانت اجرای ادعای عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل برابر ماده ۶۶۷ قانون مدنی، اختلاف رای داشتند به نحوی که برخی بر انجام کار وفق وکالتنامه و برخی به خروج از آن رای داده بودند.
هیات عمومی دیوان عالی کشور، رای شعبه دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد را درست و قانونی تشخیص داد.
این اختلاف در سطح دکترین (افراه) حقوقی نیز بود و شما به پیوست دیدگاه های استاد فقید دکتر کاتوزیان را می بینید.

ماده ۶۶۷ قانون مدنی

وکیل باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل رامراعات نماید و از آنچه که موکل بالصراحه به او اختیار داده یا برحسب قرائن و عرف و عادت داخل اختیار اوست تجاوز نکند.

لازم به توضیح است تا پیش از این محاکم این دست دعاوی را به علت

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی ملکی و ثبتی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

ابطال اسناد ماده ۱۴۷ ثبت : چالش‌ها و راهکارها

مقدمه :

ماده ۱۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک، راهکاری برای حل مشکل فقدان سند رسمی برای املاکی بوده که سابقه تصرف و اعیانی داشته اند و مدعی ثبت با افراد دیگری در مالکیت اختلاف نداشته باشند. با این حال، صدور سند مالکیت بر اساس این ماده، گاه با چالش‌هایی همراه بوده و منجر به طرح دعاوی ابطال سند در مراجع قضایی می‌شود.

در این مقاله، به بررسی این چالش‌ها و راهکارهای پیش روی آن می‌پردازیم.

موارد قابل اعتراض در اسناد ماده ۱۴۷

  • عدم احراز شرایط قانونی : فقدان سابقه تصرف و اعیانی، عدم تطابق مشخصات ملک با سند، و عدم ارائه مدارک و مستندات کافی از جمله مواردی هستند که می‌توانند به ابطال سند منجر شوند.
  • غصب و تصرف عدوانی : اگر سند بر اساس تصرف غاصبانه و غیرقانونی اخذ شده باشد، مالک واقعی می‌تواند با اثبات این موضوع، خواهان ابطال سند شود.
  • جعل و تزویر : در صورت اثبات جعلی بودن مدارک و مستندات ارائه شده به هیئت حل اختلاف، سند صادره باطل خواهد شد.
  • عدم رعایت تشریفات قانونی : عدم ابلاغ به ذینفعان، عدم انتشار آگهی و سایر تشریفات قانونی می‌تواند از موجبات ابطال سند باشد.
ابطال اسناد ماده ۱۴۷ ثبت : چالش‌ها و راهکارها

ابطال اسناد ماده ۱۴۷ ثبت : چالش‌ها و راهکارها

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوی ابطال

دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک، مرجع صالح برای رسیدگی به دعوی ابطال سند صادره بر اساس ماده ۱۴۷ قانون ثبت است.

خواهان می بایست با ارائه دادخواست و مدارک و مستندات محکمه پسند، دلایل خود را برای ابطال سند و ورود ضرر را به اثبات برساند.

نکات مهم

  • برای ابطال اسناد با منشا ماده ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون ثبت می بایست اسناد دقیق منشا صدور سند مورد درخواست ابطال قرار بگیرند.
  • مهلت اعتراض به آرای هیئت حل اختلاف موضوع ماده ۱۴۷، دو ماه از تاریخ انتشار اولین آگهی است.
  • اثبات جعلی بودن مدارک و مستندات، قوی‌ترین دلیل برای ابطال سند است.
  • در صورت اثبات بطلان سند، سند مالکیت قبلی به قوت خود باقی خواهد ماند.

راهکارها

  • دقت در احراز شرایط قانونی قبل از تقاضای صدور سند از طریق ماده ۱۴۷
  • ارائه مدارک و مستندات قوی و معتبر به هیئت حل اختلاف
  • نظارت دقیق مراجع قضایی در رسیدگی به دعاوی ابطال سند
  • اصلاح قانون ثبت و رفع ابهامات موجود در ماده ۱۴۷ که با قانون تعیین تکلیف اراضی فاقدسند رسمی تا حدی انجام شده است.

توجه

به طور کل در کلیه موضوعات حقوقی می بایست پس از بررسی مستندات نسبت به ارایه راهکار اقدام نمود و مطالب ارایه شده به طور کلی بوده وتوصیه می گردد برای حل مشکلات حقوقی خود با وکیل متخصص مشورت نمایید.

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل متخصص دعاوی ملکی ، ثبتی و سرقفلی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

افراز و تفکیک املاک به طور ساده

افراز و تفکیک دو اصطلاح حقوقی مرتبط با املاک هستند که به اشتباه به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. در حالی که هر کدام مفهوم و فرآیندی مجزا دارند.

افراز

به معنی تقسیم مال غیرمنقول مشاع (ملکی که متعلق به چند نفر است) به نسبت سهم هر یک از شرکا است. در واقع، افراز به دنبال جدا کردن سهم هر شریک از ملک مشاع و تبدیل آن به مالکیت مستقل است.

تفکیک

به معنی تقسیم یک ملک (اعم از مشاع یا مفروز) به قطعات کوچکتر با مشخصات معین است. هدف از تفکیک، ایجاد قطعات مجزا برای ثبت در اداره ثبت اسناد و املاک است.

تفاوت‌های کلیدی بین افراز و تفکیک:

  • حالت مشاع : افراز فقط در مورد املاک مشاع قابل انجام است، در حالی که تفکیک در مورد املاک مشاع و مفروز (ملکی که متعلق به یک نفر است) قابل انجام است.
  • تعیین سهم : در افراز، سهم هر یک از شرکا در ملک مشاع تعیین و در قطعات تفکیکی لحاظ می‌شود. در حالی که در تفکیک، نیازی به تعیین سهم نیست.
  • رضایت و عدم رضایت : تفکیک با رضایت و در حالت تفاهم مالکین مشاع است و لازمه افراز عدم تفاهم و رضایت و وجود اختلاف نسبت به حصه یکدیگر و قصد، قطع حالت اشتراک است.
  • هدف : هدف از افراز، تقسیم مالکیت است. اما هدف از تفکیک، تقسیم فیزیکی ملک است.
  • مرجع صالح : درخواست افراز می‌تواند به دادگاه یا اداره ثبت اسناد و املاک ارائه شود. اما درخواست تفکیک فقط به اداره ثبت اسناد و املاک ارائه می‌شود.
افراز و تفکیک املاک هر آنچه باید بدانیم

افراز و تفکیک املاک هر آنچه باید بدانیم

شرایط افراز:

  • مالکیت مشاعی: ملک باید متعلق به بیش از یک نفر باشد.
  • معین بودن سهم شرکا: سهم هر یک از شرکا در ملک مشاع باید معلوم باشد.
  • عدم ممنوعیت قانونی: افراز نباید خلاف قانون یا شرع باشد.

مراحل افراز:

  1. ارائه درخواست: درخواست افراز به دادگاه یا اداره ثبت اسناد و املاک ارائه می‌شود.
  2. کارشناسی: کارشناس رسمی دادگستری برای ارزیابی ملک و تعیین سهم شرکا تعیین می‌شود.
  3. صدور رای: در صورت عدم توافق شرکا، دادگاه رای به افراز ملک صادر می‌کند.
  4. اجرای رای: پس از صدور رای، ملک توسط کارشناس تفکیک و به نسبت سهم شرکا تقسیم می‌شود.

مراحل تفکیک:

  1. ارائه درخواست: درخواست تفکیک به اداره ثبت اسناد و املاک ارائه می‌شود.
  2. کارشناسی: کارشناس رسمی دادگستری برای بررسی ملک و تعیین نقشه تفکیکی تعیین می‌شود.
  3. صدور سند تفکیکی: پس از تأیید نقشه تفکیکی، برای هر یک از قطعات مجزا سند مالکیت صادر می‌شود.

نکات مهم:

  • در صورت وجود اختلاف بین شرکا، رجوع به مراجع قانونی ضروری است.
  • قبل از انجام هرگونه اقدام، مشاوره با متخصصان حقوقی توصیه می‌شود.

منابع:

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل متخصص دعاوی ملکی ، ثبتی و سرقفلی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

اجاره و روابط موجر و مستاجر : راهنمای جامع

مقدمه:

اجاره، یکی از رایج‌ترین معاملات در جوامع بشری است که به واسطه آن، منافع عین مستأجره برای مدت معین، در ازای اجرت‌المثل، به مستاجر واگذار می‌شود. این رابطه حقوقی، با ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خاص خود، همواره مورد توجه قانون‌گذاران و حقوقدانان بوده است. در این مقاله، به بررسی جامع موضوع اجاره و روابط موجر و مستاجر، با تمرکز بر نکات کلیدی و کاربردی برای مخاطبان عمومی و صاحبان کسب‌وکار، خواهیم پرداخت.

مفاهیم کلیدی اجاره

  • عقد اجاره: توافقی بین موجر و مستاجر است که به موجب آن، موجر منافع عین مستأجره را برای مدت معین، به مستاجر واگذار می‌کند و مستاجر متعهد به پرداخت اجرت‌المثل می‌شود.
  • موجر: مالک عین مستأجره است که منافع آن را به مستاجر واگذار می‌کند.
  • مستاجر: فردی است که منافع عین مستأجره را از موجر برای مدت معین، در ازای اجرت‌المثل، دریافت می‌کند.
  • عین مستأجره: مال مورد اجاره که می‌تواند شامل آپارتمان، منزل مسکونی، زمین و … باشد.
  • اجرت‌المثل: مبلغی است که مستاجر در قبال استفاده از منافع عین مستأجره و در قالب قرارداد اجاره، به موجر پرداخت می‌کند.
  • مدت اجاره: زمان مشخصی است که در عقد اجاره تعیین می‌شود و در طول آن، مستاجر حق استفاده از عین مستأجره را دارد.
اجاره و روابط موجر و مستاجر : راهنمای جامع

اجاره و روابط موجر و مستاجر : راهنمای جامع

موضوعات حقوقی مهم روابط موجر و مستاجر

  • شرایط صحت عقد اجاره

    • اهلیت طرفین
    • رضایت طرفین
    • معین بودن عین مستأجره
    • معین بودن اجرت‌المثل
    • معین بودن مدت اجاره
  • تعهدات موجر

    • تحویل عین مستأجره به مستاجر
    • حفظ و نگهداری عین مستأجره
    • امتناع از هرگونه اقدامی که مانع استفاده مستاجر از عین مستأجره شود
  • تعهدات مستاجر

    • پرداخت اجرت‌المثل در مواعد مقرر
    • استفاده از عین مستأجره در حدود متعارف
    • حفظ و نگهداری عین مستأجره
    • عدم ایجاد خرابی در عین مستأجر

نکته های کاربردی برای مستاجران

  • قبل از انعقاد قرارداد اجاره، از صحت سند مالکیت موجر و عدم وجود هرگونه رهن و وثیقه بر روی ملک، اطمینان حاصل کنید.
  • در خصوص جزئیات و شرایط اجاره، از جمله مدت اجاره، مبلغ اجرت‌المثل، نحوه پرداخت، تعمیرات و …، با موجر به توافق کامل رسیده و آن را در قرارداد اجاره قید کنید.
  • از دریافت و تحویل عین مستأجره در قبال صورتجلسه و با ذکر جزئیات کامل، اطمینان حاصل کنید.
  • در طول مدت اجاره، از عین مستأجره به نحو صحیح و متعارف استفاده کنید و از ایجاد هرگونه خرابی و نقص در آن خودداری کنید.
  • اجرت‌المثل را در مواعد مقرر و به صورت توافق شده، به موجر پرداخت کنید.

نکات کاربردی برای موجران

  • قبل از انعقاد قرارداد اجاره، از اهلیت و صلاحیت مستاجر اطمینان حاصل کنید.
  • در خصوص جزئیات و شرایط اجاره، از جمله مدت اجاره، مبلغ اجرت‌المثل، نحوه پرداخت، تعمیرات و …، با مستاجر به توافق کامل رسیده و آن را در قرارداد اجاره قید کنید.
  • عین مستأجره را در وضعیت سالم و قابل استفاده به مستاجر تحویل دهید.

اجرت المثل و اجرت المسمی

اجرت المسمی

به طور ساده اجرت المسمی، مبلغی است که در قرارداد اجاره به عنوان اجرت استفاده از عین مستأجره، توسط طرفین توافق و تعیین می‌شود. این مبلغ می‌تواند به صورت روزانه، ماهانه، سالانه یا به شکل دیگری توافق شود.

اجرت المثل

در مقابل اجرت المسمی، اجرت المثل مبلغی است که در صورت عدم تعیین اجرت در قرارداد اجاره، یا در شرایطی که توافق قبلی وجود ندارد، به عنوان اجرت استفاده از عین مستأجره تعیین می‌شود. در این حالت، معمولاً با نظر کارشناس و با توجه به عواملی مانند موقعیت ملک، نوع کاربری، متراژ و امکانات آن، میزان اجرت المثل تعیین می‌گردد.

تفاوت های اجرت المثل و اجرت المسمی

  • توافق طرفین: اجرت المسمی با توافق طرفین در قرارداد اجاره تعیین می‌شود، در حالی که اجرت المثل در صورت عدم توافق طرفین و با نظر کارشناس تعیین می‌گردد.
  • میزان مبلغ: میزان اجرت المسمی توسط طرفین تعیین می‌شود و می‌تواند بیشتر یا کمتر از اجرت المثل باشد. اما میزان اجرت المثل با توجه به شرایط موجود توسط کارشناس تعیین می‌گردد و معمولاً به نرخ روز بازار نزدیک است.
  • ضمانت اجرا: در صورت عدم پرداخت اجرت المسمی توسط مستاجر، موجر می‌تواند از طریق مراجع قانونی و با ارائه قرارداد اجاره، اقدام به وصول طلب خود نماید. اما در صورت عدم پرداخت اجرت المثل، موجر باید ابتدا با ارائه دلایل و مدارک خود به دادگاه، اثبات کند که مستاجر باید اجرت المثل پرداخت کند و سپس می‌تواند برای وصول طلب خود اقدام نماید.

نکات مهم اجرت المثل و اجرت المسمی اجاره و روابط موجر و مستاجر

  • در صورت تعیین اجرت المسمی در قرارداد اجاره، طرفین ملزم به رعایت آن هستند و نمی‌توانند به طور یکجانبه آن را تغییر دهند.
  • در صورت عدم تعیین اجرت در قرارداد اجاره، موجر و مستاجر می‌توانند در هر زمان برای تعیین اجرت المثل با یکدیگر توافق نمایند.
  • در صورت عدم توافق موجر و مستاجر در خصوص میزان اجرت المثل، هر یک از طرفین می‌توانند به دادگاه مراجعه نمایند و دادگاه با نظر کارشناس میزان اجرت المثل را تعیین خواهد کرد.

جمع بندی

آشنایی با مفاهیم اجرت المسمی و اجرت المثل و تفاوت های آنها برای موجران و مستاجران ضروری است تا بتوانند در معاملات خود با اطمینان بیشتر و با رعایت قوانین و مقررات اقدام نمایند.

 

تخلیه ملک از مستاجر در ایران: راهنمای جامع

مقدمه:

در روابط موجر و مستاجر، گاه شرایطی به وجود می‌آید که موجر به دنبال تخلیه ملک از مستاجر خود می‌افتد. این امر می‌تواند به دلایل مختلفی از جمله انقضای مدت اجاره، عدم پرداخت اجاره‌بها، تعدی و تفریط مستاجر و … رخ دهد. در این مقاله، به بررسی مراحل قانونی تخلیه ملک از مستاجر در ایران، بر اساس قوانین و مقررات مربوطه، خواهیم پرداخت.

مراحل قانونی تخلیه ملک

  1. ابلاغ اظهارنامه

هر چند که ابلاغ اظهارنامه جز ارکان اجباری تخلیه ملک نیست ولی بهتر است بدوا برای شروع، اظهارنامه برای مستاجر ارسال گردد. در این اظهارنامه، موجر می بایست دلیل درخواست تخلیه را به طور شفاف و صریح ذکر کند و به مستاجر مهلت قانونی برای تخلیه ملک را بدهد. مهلت قانونی به نوع دلیل تخلیه بستگی دارد.

  1. مراجعه به شورای حل اختلاف

در صورت عدم تخلیه ملک توسط مستاجر پس از انقضای مهلت قانونی، موجر باید به شورای حل اختلاف محل وقوع ملک مراجعه کند. در این شورا، به موضوع رسیدگی می‌شود و در صورت اثبات صحت درخواست موجر، حکم تخلیه ملک صادر خواهد شد، مهمترین عامل در صدور دستور تخلیه داشتن قرارداد صحیح و رعایت شرایط الزامی آن است

  1. صدور دستور تخلیه

شورای حل اختلاف با بررسی شرایط و در صورت وجود شرایط تخلیه، دستور تخلیه ملک را صادر می نماید در غیر این صورت می بایست مالک به دادگاه عمومی جهت صدور حکم تخلیه مراجعه نماید که فرآیند طولانی و پر هزینه تری است.

  1. اجرای حکم تخلیه

پس از صدور حکم تخلیه، موجر می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف، درخواست اجرای حکم را بدهد. مأموران اجرای احکام با حضور در محل ملک و با کمک ضابطین قضایی، نسبت به تخلیه ملک از مستاجر و اثاثیه او اقدام خواهند کرد.

نکات مهم تخلیه ملک مسکونی

  • در تمام مراحل قانونی تخلیه ملک، حضور وکیل می‌تواند به تسریع روند کار و حفظ حقوق موجر کمک کند.
  • موجر موظف است قبل از تخلیه ملک، ودیعه مستاجر را به او مسترد نماید.

جمع بندی

تخلیه ملک از مستاجر فرآیندی قانونی دارد که باید با رعایت مراحل و ضوابط مربوطه انجام شود. آشنایی با این مراحل و قوانین مربوطه، به موجران و مستاجران کمک می‌کند تا در صورت بروز مشکل، با اتکا به قانون و با حفظ حقوق خود، به حل مشکل بپردازند.

 

 

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل متخصص دعاوی ملکی ، ثبتی و سرقفلی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

تحدید حدود ( کاداستر )  :  دعاوی ناشی از آن بررسی جنبه های حقوقی

تحدید حدود، که حسب قانون تحدید حدود کاداستر مصوب ۲۹/۱۱/۱۳۹۳ که در اصطلاح حقوقی به عنوان ” کاداستر ” شناخته می‌شود، فرآیندی علمی و حقوقی برای تعیین دقیق موقعیت، مساحت و مشخصات هندسی املاک و مستغلات است.

این فرآیند شامل نقشه‌برداری دقیق، جمع‌آوری اطلاعات ثبتی و حقوقی مربوط به املاک و مجاورین و ایجاد سامانه‌ای یکپارچه برای مدیریت اطلاعات املاک است. کاداستر نقشی اساسی در نظام حقوقی هر کشور ایفا می‌کند و به عنوان مرجعی معتبر برای حل و فصل اختلافات ملکی، جلوگیری از دعاوی حقوقی و تسهیل معاملات املاک و مستغلات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تحدید حدود ( کاداستر )  :  دعاوی ناشی از آن بررسی جنبه های حقوقی

تحدید حدود ( کاداستر )  :  دعاوی ناشی از آن بررسی جنبه های حقوقی

مراحل تهیه نقشه ‌های کاداستر در نقشه برداری زمینی

 

  • یافتن مختصات زمین با ایجاد شبکه ای از نقاط به روش ژئودزی ماهواره ای با گیرنده های پیشرفته GPS
  • با استفاده از دوربین های پیشرفته نقشه برداری زمینی از املاک انجام می شود
  • جمع آوری و پردازش اطلاعات به کمک نرم افزارهای مخصوص نقشه برداری
  • یکپارچه سازی نقشه ها در یک قالب استاندارد جهانی، در سیستم مختصات جهانی UTM

 

جنبه های حقوقی تحدید حدود

تثبیت مالکیت

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های حقوقی تحدید حدود، تثبیت مالکیت است.

با انجام تحدید حدود و ثبت اطلاعات مربوط به املاک در سامانه کاداستر، مالکیت اشخاص بر املاکشان به طور رسمی به رسمیت شناخته می‌شود و سند مالکیت آنها اعتبار اسناد رسمی را دارا خواهد شد. این امر به نوبه خود، از بروز دعاوی حقوقی مربوط به مالکیت املاک و تصرفات غیرقانونی جلوگیری می‌کند.

تعیین حدود دقیق املاک

تحدید حدود با استفاده از تجهیزات دقیق نقشه‌برداری ( UTM ) انجام می‌شود و در نتیجه، حدود دقیق املاک در نقشه شمیم اداره ثبت مشخص می‌شود. این امر به جلوگیری از اختلافات ملکی ناشی از تجاوز به حدود املاک و همچنین تسهیل معاملات املاک و مستغلات کمک می‌ نماید.

ایجاد سامانه‌ای یکپارچه برای مدیریت اطلاعات املاک

با انجام تحدید حدود و ثبت اطلاعات مربوط به املاک در سامانه کاداستر، سامانه‌ای یکپارچه برای مدیریت اطلاعات املاک ایجاد می‌شود. این سامانه امکان دسترسی آسان به اطلاعات مربوط به املاک را برای مراجع ذیصلاح و همچنین اشخاص حقیقی و حقوقی فراهم می‌کند.

تسهیل معاملات املاک و مستغلات

تحدید حدود و ثبت اطلاعات مربوط به املاک در سامانه کاداستر، فرآیند معاملات املاک و مستغلات را تسهیل می‌کند. با وجود این سامانه، اشخاص می‌توانند به طور دقیق از مشخصات و وضعیت حقوقی املاک مورد معامله اطلاع پیدا کنند و با اطمینان بیشتری اقدام به معامله کنند.

حل و فصل اختلافات ملکی

هرگاه در خصوص ملکی اختلافی ایجاد شود، اطلاعات ثبت شده در سامانه کاداستر می‌تواند به عنوان مرجعی معتبر برای حل و فصل این اختلافات مورد استفاده قرار گیرد.

جلوگیری از زمین‌خواری

تحدید حدود و ثبت اطلاعات مربوط به املاک در سامانه کاداستر، به جلوگیری از زمین‌خواری و تصرفات غیرقانونی اراضی کمک می‌کند.

افزایش درآمدهای دولت

با انجام تحدید حدود و ثبت دقیق اطلاعات مربوط به املاک، می‌توان از فرار مالیاتی در بخش املاک و مستغلات جلوگیری کرد و به این ترتیب، درآمدهای دولت افزایش خواهد یافت.

چالش های تحدید حدود

عدم همکاری مالکین

در برخی موارد، مالکین املاک از همکاری با ماموران تحدید حدود خودداری می‌کنند. این امر می‌تواند فرآیند تحدید حدود را با مشکل مواجه کند.

 

پیچیدگی قوانین و مقررات

قوانین و مقررات و رویه انجام کار مربوط به تحدید حدود در برخی موارد پیچیده و مبهم هستند. این امر می‌تواند فرآیند تحدید حدود را با چالش‌هایی مواجه کند، به دلیل همین پیچیدگی ها مشاوره با وکیل متخصص دعاوی ملکی و ثبتی همیشه توصیه می گردد.

دعاوی مربوط به کاداستر

 

این گونه دعاوی را می‌توان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد

۱-دعاوی مربوط به ثبت اطلاعات در سامانه کاداستر

 

دعاوی مربوط به اشتباه در ثبت اطلاعات : ممکن است در هنگام ثبت اطلاعات مربوط به املاک در سامانه کاداستر، اشتباهاتی رخ دهد. این اشتباهات می‌تواند شامل اشتباه در درج مساحت، موقعیت، حدود، مالکیت و یا سایر اطلاعات مربوط به املاک باشد.

دعاوی مربوط به عدم ثبت اطلاعات : ممکن است اطلاعات مربوط به برخی از املاک در سامانه کاداستر ثبت نشده باشد. این امر می‌تواند به دلیل عدم مراجعه مالک برای ثبت ملک، نقص در پرونده ثبتی و یا سایر دلایل باشد.

۲-دعاوی مربوط به نقشه‌های کاداستر

دعاوی مربوط به تناقض بین نقشه‌های کاداستر و اسناد مالکیت : در برخی موارد، ممکن است بین نقشه‌های کاداستر و اسناد مالکیت تناقض وجود داشته باشد. این تناقض می‌تواند ناشی از اشتباه در نقشه برداری، اشتباه در تنظیم سند مالکیت و یا سایر دلایل باشد.

دعاوی مربوط به تجاوز به حدود املاک : با توجه به اینکه نقشه‌های کاداستر حدود دقیق املاک را مشخص می‌کنند، در صورت تجاوز به حدود املاک، می‌توان با استناد به این نقشه‌ها، طرح دعوی کرد.

مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی مربوط به کاداستر

مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی مربوط به کاداستر، دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک است.

 

نکاتی در خصوص دعاوی مربوط به کاداستر:

در صورت بروز هرگونه مشکل در خصوص اطلاعات ثبت شده در سامانه کاداستر، ابتدا باید به اداره ثبت اسناد و املاک مراجعه کرد و مراتب را به اطلاع مسئولین اداره رساند.

در صورتی که اداره ثبت اسناد و املاک قادر به حل مشکل نباشد، می‌توان به مراجع قضایی صالح مراجعه و طرح دعوی کرد.

برای طرح دعوی در خصوص دعاوی مربوط به کاداستر، لازم است که مدارک و مستندات کافی ارائه شود. این مدارک و مستندات می‌تواند شامل سند مالکیت، نقشه کاداستر، استشهادیه و سایر مدارک و مستندات مربوط به ملک باشد.

در دعاوی مربوط به کاداستر، حضور وکیل متخصص در امور ملکی می‌تواند به روند رسیدگی به دعوی و احقاق حقوق شما کمک کند.

 

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل متخصص دعاوی ملکی ، ثبتی و سرقفلی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

شرط پذیرش دعوای ابطال سند رسمی

پیام: ابطال سند رسمی مستلزم ابطال عقدی است که سند بر مبنای آن صادرشده و مادام که رابطه حقوقیِ مبنای صدور سند باطل نشده، دعوای ابطال سند رسمی قابلیت استماع ندارد.

 

 

شماره دادنامه قطعی

۹۳۰۹۹۷۰۲۲۰۶۰۰۳۵۳

تاریخ دادنامه قطعی

۱۳۹۳/۰۳/۳۱

شرط پذیرش دعوای ابطال سند رسمی دادنامه بدوی و تجدید نظر

شرط پذیرش دعوای ابطال سند رسمی دادنامه بدوی و تجدید نظر

رأی دادگاه بدوی

به تاریخ ۲۲/۴/۹۲ آقای الف.س. به وکالت از بانو م.ر. دادخواستی به طرفیت آقای ف.ش. به خواسته دستور موقت مبنی بر منع نقل وانتقال یک دانگ از پلاک ۵۲۸۰/۳۴۶۷ بخش ۱۱ تهران با لحاظ خسارات دادرسی و ابطال سند رسمی ملک موصوف را تقدیم این دادگاه کرده اند.

دادگاه با توجه به اینکه مطابق پاسخ استعلام ثبت منطقه و حسب ادعای خواهان در متن دادخواست به موجب وکالت نامه فاقد خصیصه قانونی، نقل وانتقال انجام پذیرفته است این در حالی است که با توجه به استعلام واصله ملک مورد ترافع به تاریخ های متعاقب بر آن در ترهین بانک پ. در سال های متمادی و با اسناد متعدد قرارگرفته است بر این اساس دادگاه با توجه به اینکه ابطال سند مقدم بدون ابطال اسناد مؤخر باعث خلأ در پشتوانه اسنادی ثبت اسناد و املاک می گردد و ازاین جهت چون بانک مرتهن طرف دعوی قرار نگرفته و با وصف مراتب فوق اتخاذ تصمیم دادگاه دایر بر ابطال اسناد فوق تقاضا تا بازگشت به وضعیت اولیه مستلزم طرف دعوی قرار گرفتن همه اشخاص ذی نفع از جمله بانک و تقاضای ابطال همه اسناد موردتقاضا بوده و در این راستا می بایست پیوستگی و سلسله نقل وانتقال ها موردتوجه و تأکید و تصریح واقع شود که این اقدام صورت نپذیرفته است.

بر این اساس دعوی مطروحه به کیفیت و وضعیت حاضر از قابلیت استماع برخوردار نبوده و نمی باشد و با استناد به مواد ۲-۳۳۲۳۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد.

قرار صادره ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه ۸۶ دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ یزدانی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در مورد تجدیدنظرخواهی خانم م.ر. با وکالت آقای س.س. به طرفیت آقای ف.ش. نسبت به دادنامه شماره ۶۳۲ مورخ ۲۹/۷/۹۲ صادره از شعبه ۸۶ دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر صدور قرار عدم استماع دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته ابطال سند رسمی شماره ۱۳۷۱۹ مورخ ۲۳/۱/۸۸ و ۱۳۷۲۱ مورخ ۲۳/۱/۸۸ دفتر اسناد رسمی شماره . . . تهران و همچنین ابطال اسناد مالکیت قطعات ۸ تفکیکی با شماره پلاک ثبتی ۵۲۸/۳۴۶۷ و قطعه ۱ تفکیکی به شماره پلاک ثبتی ۱۸۳۴۵/۳۴۶۷ همگی نسبت به یک دانگ مشاع از شش دانگ قطعات مذکور و قطعات ۴ و ۶ تفکیکی دادگاه با توجه به اینکه دعوی ابطال اسناد رسمی انتقال شماره ۱۳۷۱۹ و ۱۳۷۲۱ مستلزم طرح دعوی به طرفیت متعاملین بوده و لزوم طرح دعوی قرار دادن مرتهن یا ضرورت طرح دعوی بر ابطال سند رسمی رهنی در مورد پلاک ثبتی ۱۸۳۴۶/۳۴۶۷ قطعه ۴ تفکیکی فاقد وجاهت قانونی است و از طرفی مطابق پاسخ اداره ثبت اسناد پلاک ثبتی ۱۸۳۴۲/۳۴۶۷ قطعه ۶ تفکیکی فاقد بازداشت و رهن بوده.

بنابراین با توجه به اینکه دعوی ابطال و درواقع بطلان اسناد رسمی انتقال فوق الذکر وفق مقررات قانونی طرح شده لذا به استناد بند ه ماده ۳۴۸ و ماده ۳۵۳ قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته صرفاً در بخش فوق نقض گردیده و پرونده جهت سیدگی ماهیتی به مرجع بدوی اعاده می شود در مورد دعوی ابطال سند رسمی مالکیت پلاک های ثبتی ۵۲۸۰/۳۴۶۷ و ۱۸۳۴۵/۳۴۶۷ قطعات ۸ و ۱ تفکیکی با توجه به اینکه ابطال سند مالکیت مستلزم ابطال عقدی است که بر مبنای آن ها اسناد رسمی مالکیت صادرشده و مادام که رابطه حقوقی و مبنای صدور اسناد رسمی باطل نشده دعوی ابطال سند رسمی مالکیت قابلیت استماع نداشته بنابراین دعوی در این بخش و به کیفیت مطروحه قابل استماع نبوده به استناد ماده ۳۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی تجدیدنظرخواهی را در این قسمت غیر وارد تشخیص و دادنامه را نتیجتاً تأیید می نماید این رأی قطعی است.

رئیس شعبه ۶ دادگاه تجدد نظر استان تهران ـ مستشار دادگاه

فارسیجانی ـ اقتصادی

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

متخصص در زمینه دعاوی ملکی و ثبتی

ابطال سند رسمی راهکار ها و چالش ها

در دنیای پیچیده امروزی، اسناد رسمی نقشی حیاتی در معاملات و تعهدات ایفا می‌کنند. این اسناد، اساسا به عنوان گواهی و مدرکی معتبر، مورد اعتماد طرفین معامله و مراجع قانونی قرار می‌گیرند. با این وجود گاه به دلایل مختلف، ابطال این اسناد ضرورت پیدا می‌کند. در این مطلب کوتاه به بررسی چالش‌ها و راه حل‌های ابطال سند به صورت بسیار مختصر خواهیم پرداخت بدیهی است برای هر موضوعی می بایست راهکار خاص و ویژه آن بررسی و ایجاد شود.

 

سند رسمی چیست؟

بر اساس ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی : اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند، رسمی است.

بدیهی است رسمی قلمداد شدن اسناد می تواند واجد آثار و تبعات بسیار مهمی باشد که در مطالب بعدی به آنها پرداخته خواهد شد .

ابطال سند رسمی راهکار ها و چالش ها

ابطال سند رسمی راهکار ها و چالش ها

انواع سند رسمی که قابلیت ابطال تحت شرایطی را دارند

به طور کل تمام اسناد با در نظر گرفتن شرایط قابلیت ابطال را دارند لذا تفاوتی از این منظر بین اسناد وجود ندارد.

 

دلایل ابطال سند رسمی

دلایل متعددی برای ابطال سند رسمی وجود دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

  • جعل سند

در صورتی که سند ادعایی جعلی باشد، ذینفع می‌تواند با ارائه مدارک و شواهد به مراجع قضایی، خواهان ابطال آن شود.

  • اشتباه در مفاد سند

اگر در تنظیم متن سند ، اشتباهی رخ داده باشد، طرفین سند یا افرادی که به حقوق آنها تعرض شده می‌توانند با مراجعه به مراجع قانونی، نسبت به اصلاح یا ابطال آن اقدام کنند.

  • عدم اهلیت طرفین معامله

در صورتی که یکی از طرفین معامله در زمان انعقاد قرارداد، اهلیت قانونی لازم جهت انجام معامله یا تنظیم سند را نداشته باشد، سند  قابل ابطال خواهد بود.

  • فقدان شرایط قانونی

اگر معامله موضوع سند یا اسناد ارایه شده ، فاقد شرایط قانونی باشد، سند مذکور باطل و بلااثر خواهد بود.

 

ماده ۱۹۰ قانون مدنی : برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:

۱- قصد طرفین و رضای آن‌ها

۲- اهلیت طرفین

۳- موضوع معین که مورد معامله باشد.

۴- مشروعیت جهت معامله

  • اجبار و اکراه

در صورتی که یکی از طرفین معامله یا سند ادعایی تحت اجبار و اکراه به انعقاد قرارداد و امضای سند رضایت داده باشد، می‌تواند با اثبات این موضوع، خواهان ابطال سند شود.

مراحل ابطال سند رسمی

ابطال سند ، فرآیندی پیچیده و تخصصی است که نیازمند طی مراحل قانونی و ارائه مدارک و شواهد کافی به مراجع قضایی دارد.

به طور کلی، مراحل ابطال سند چه رسمی و چه غیر رسمی به شرح زیر است:

  • تقدیم دادخواست

ذینفع با ارائه دادخواست و ادله جمع آوری شده به دادگاه صالح، خواستار ابطال سند می‌شود.

  • رسیدگی به دعوی

دادگاه با بررسی مدارک و شواهد ارائه شده توسط طرفین دعوی و استماع اظهارات آن‌ها، در خصوص ابطال یا عدم ابطال سند موضوع دعوا اتخاذ تصمیم خواهد نمود.

  • صدور رای

در نهایت، دادگاه با صدور رای، تکلیف نهایی سند را مشخص خواهد کرد.

 

چالش‌های ابطال سند رسمی

ابطال سند ، چالش‌های متعددی را به همراه دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از :

 

  • پیچیدگی فرآیند قانونی

مراحل ابطال سند ، فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است که نیازمند دانش و تخصص حقوقی کافی است.

  • نیاز به ارائه مدارک و شواهد

اثبات دلایل ابطال سند اعم از رسمی و غیر رسمی، به ارائه مدارک و شواهد قوی و متقن به مراجع قضایی نیاز دارد.

  • هزینه‌های بالای دادرسی

فرآیند ابطال سند ، با هزینه‌های متعددی مانند هزینه دادرسی، حق الوکاله وکیل و… همراه است لذا می بایست از ابتدا به طور صحیح مطرح گردد تا موجبات تضرر خواهان ایجاد نگردد.

 

راه حل های ابطال سند رسمی

برای غلبه بر چالش‌های دعاوی ابطال سند ، راه حل های مختلفی وجود دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

 

  • مشاوره با وکیل متخصص

برای طی صحیح مراحل قانونی و افزایش شانس موفقیت در دعوای ابطال سند رسمی، لازم است با یک وکیل متخصص در امور حقوقی مشورت شود.

  • جمع آوری مدارک و شواهد

قبل از اقدام به طرح دعوی، لازم است مدارک و شواهد کافی برای اثبات دلایل ابطال اسناد جمع آوری شود.

  • برآورد هزینه های دادرسی

قبل از شروع فرآیند ابطال اسناد، لازم است هزینه های احتمالی آن، مانند هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل، برآورد شده و برای پرداخت آن برنامه ریزی شود.

 

نتیجه گیری

ابطال سند رسمی، فرآیندی پیچیده و چالش برانگیز است که نیازمند دانش و تخصص حقوقی کافی است. با این وجود، با اتکا به راه حل های مناسب و دقیق امکان اخذ نتیجه مطلوب وجود دارد، لذا توصیه می‌شود قبل از اقدام به ورود به دعاوی ابطال سند رسمی، با یک وکیل متخصص در امور حقوقی مشورت کرده و از راهنمایی و مشاوره وی در خصوص مراحل قانونی، مدارک و شواهد مورد نیاز و هزینه های احتمالی آن آگاه شده و همراه با یک وکیل متخصص دعاوی ابطال سند رسمی وارد دعوا شوید.

 

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

متخصص در زمینه دعاوی حقوقی

مطالبه وجه التزام عدم تنظیم سند رسمی ، در صورت تغییر در توافقات قراردادی و عدم درج تضمینات سابق ( وجه التزام قراردادی ) وجه التزام قابل دریافت نخواهد بود.

وجه التزام چیست ؟

وجه التزام به طور ساده و خلاصه شرطی است که در صورت تخلف و تاخیر در اجرای تعهدات هر یک از طرفین ( در صورت تصریح ) می بایست به نفع طرف دیگر بابت جبران خسارت پرداخت شود که عموما در قرارداد ها جهت جلوگیری از تخلف احتمالی بدون ضمانت اجرای طرفین جهت پایبندی بیشتر اطراف قرارداد درج می گردد.

 

مطالبه وجه التزام عدم تنظیم سند رسمی

معاملات املاک همیشه از چالشی ترین معاملات است چرا که بعضا افراد با تمام سرمایه خود اقدام به خرید یک واحد مسکونی می نمایند و با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی در صورت بروز اشکال در معامله شایددیگر امکان جبران وضعیت وجود نداشته باشد.

یکی از مهمترین موضوعاتی که بعضا پیش می آید تلقی اشتباه از شروط و شرایط حاکم بر قرارداد است.

به عنوان مثال در خصوص وجه التزام عدم تنظیم سند رسمی باید دانست که در صورت حصول توافقات بعدی در  زمان تعیین وقت مجدد می بایست جمله تمامی نعهدات و شرایط قرارداد اصلی به این الحاقیه نیز تسری خواهد داشت را درج نمود، چرا که مطابق با ماده ۲۹۲ قانون مدنی با تغییر زمان تنظیم سند رسمی تبدیل تعهد واقع شده و تضمینات سابق قرارداد ( وجه التزام ) به تعهد جدید تعلق نخواهد گرفت و قابل مطالبه نخواهد بود .

لذا همیشه توصیه می گردد در زمان انجام معاملات جهت جلوگیزی از ورود ضرر با وکیل متخصص ملکی مشاوره نمایید.

نمونه دادنامه عدم امکان مطالبه وجه التزام قراردادی به دلیل تبدیل تعهد سابق با تغییر زمان حضور در دفتر اسناد رسمی و تنظیم سند رسمی

وکیل پایه یک دادگستری دعاوی ملکی

وکیل پایه یک دادگستری دعاوی ملکی

عدم سرایت تضمینات سابق به تعهد جدید

عدم سرایت تضمینات سابق به تعهد جدید

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل دعاوی ملکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

تنفیذ و اثبات مالکیت (سرقفلی) خواسته قابل قبول محسوب نمی­شود و قابلیت استماع ندارد و خواهان می­تواند آثار مالکیت (سرقفلی) را مطالبه کند .

تاریخ رای نهایی:
1391/۰۶/۱۵
شماره رای نهایی: ۹۱۰۹۹۷۰۲۲۰۳۰۰۷۴۴

تنفیذ و اثبات مالکیت (سرقفلی) - وکیل دعاوی ملکی - سرقفلی - ثبتی

تنفیذ و اثبات مالکیت (سرقفلی) – وکیل دعاوی ملکی – سرقفلی – ثبتی

رای بدوی

در خصوص دعوی خواهان (س. الف. ح.) با وکالت (پ. ق.) و آقای (الف. الف. ه.) به طرفیت خواندگان ۱- (ع. ف. پ.) ۲ (غ. ف. پ.) ۳- (غ. ح. خ. ف.) ۴- (ف. ر.) ۵- (ر. ر.) به خواسته صدور حکم بر تأیید (تنفیذ – تثبیت) مالکیت منافع (سرقفلی) خواهان در یک باب مغازه به شرح متن دادخواست تقدیمی با عنایت به محتویات پرونده و تدقیق در مندرجات آن، دعوی مطروحه بنا به دلایل ذیل محکوم به رد است.

در دادنامه شماره ۸۲/۲۰۳۲-۲۰۳۳ مورخه ۲۹/۸/۸۲ دادگاه محترم شعبۀ ۲۱۰، حکم بر بطلان سند رسمی مالکیت آقای (س. الف. ح.) را اصدار می نماید، سندی که به موجب آن شش دانگ یک باب خانه و یک باب دکّان به خریدار (س.الف. ح.) منتقل گردیده بوده است و دادگاه محترم موصوف با علم به ادعای خواهان مبنی بر خرید کل پلاک، اعم از مسکونی و تجاری، چنین رأیی را انشاء نموده و انتقال ملک را با کلیت آن باطل دانسته است.

همچنین در دعوی مطالبه ارزش ثمن معامله و غرامت حاصله نیز خواهان در متن دادخواست، به خرید کل ملک اعمّ از مسکونی و تجاری اشاره نموده و کارشناس بدوی و هیئت کارشناسی منتخب دادگاه ارزش روز مورد معامله را به صورت شش دانگ، اعم از عرصه و اعیان (بخش های مسکونی و تجاری) معیّن نموده اند و این مبلغ در حق خواهان واریز گردیده است.

تنفیذ و اثبات مالکیت (سرقفلی)

دادگاه محترم صادرکننده رأی با لحاظ اینکه کل مورد معامله مستحق للغیر درآمده و باطل می اشد چنین تصمیمی را اتخاذ نموده است در حالی که خواهان در طرح دعوی خود مبنی بر مطالبه ثمن معامله می توانست مستحق للغیر درآمدن بخشی از ثمن را اعلام و ثمن آن قسمت را مطالبه نماید که چنین اقدامی از سوی وی صورت نگرفته و با این وصف و قطعیت احکام صادره از محاکم صالحه و بطلان معامله (کلیّت آن) به جهت مستحق للغیر درآمدن کل مبیع و اخذ ثمن مورد معامله آن هم قیمت مسکونی و تجاری توسط خواهان،

موجبی برای طرح دعوی تنفیذ و تثبیت مالکیت سرقفلی مغازه در بین نبوده و نمی تواند مؤثر در مقام باشد و مادامی که رأی دادگاه محترم شعبۀ ۲۱۰ دایر بر ابطال سند معامله خواهان با خواندگان ردیف های ۱ تا ۳ اصلاح یا تغییر نکرده، فرض بر بطلان کل معاملۀ منعقده بین خواهان و مشارٌالیهم بوده و استثناء بر آن جایز نخواهد بود، لذا دادگاه توجهاً به مراتب فوق و مستنداً به مفهوم ماده ۱۹۷ از قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید.

رأی صادره بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم محترم تجدید نظراستان تهران می باشد.
رئیس شعبۀ ۱۸۲ دادگاه عمومی تهران

رای دادگاه تجدید نظر

تجدید نظرخواهی آقای (س. الف. ح.) نسبت به دادنامه شماره ۴۷ مورخه ۲۹/۱/۹۱ صادره از شعبۀ ۱۸۲ دادگاه عمومی تهران که به موجب آن حکم بر بطلان دعوی تأیید و تنفیذ مالکیت سرقفلی یک باب مغازه صادر شده است وارد و موجّه می باشد؛ زیرا صرفنظر از جهات اعلام شده از سوی تجدید نظرخواه، اصولاً درخواست تأیید و تنفیذ مالکیت دعوی محسوب نمی شود و دادگاه مرجع صدور گواهی نمی باشد بلکه مدعی باید آثار رابطه مفروض قراردادی خود را مطالبه نماید که در این صورت دعوی محقق شده و قابلیت رسیدگی دارد مثل درخواست تنظیم سندرسمی انتقال سرقفلی یا تحول مغازه یا اعتراض نسبت به حکم خلع ید علیه او، لذا دادگاه مستنداً به ماده ۳۵۸ و ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه قرار عدم استماع دعوی مطروحه را صادر می کند.

این رأی قطعی است.
مستشاران شعبۀ ۳ دادگاه تجدید نظر استان تهران

پژوهشگاه قوه قضاییه

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی ثبتی – ملکی – سرقفلی و املاک تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )