رأی وحدت رویه شماره ۸۵۶ هیأت عمومی دیوان عالی کشور با موضوع معتبر بودن شرط مندرج در اساسنامه شرکت های سهامی خاص مبنی بر لزوم موافقت هیات مدیره با انتقال سهام این شرکت ها

شماره ۹۰۰۰/۱۲۴۹۱/۱۱۰                                         ۱۴۰۳/۱۰/۱۲

مقدمه

جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف ۱۴۰۳/۱۱ ساعت ۸ روز سه شنبه، مورّخ ۰۴/۱۰/۱۴۰۳ به ریاست حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمّدجعفرمنتظری، رئیس محترم دیوان عالی کشور، با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحسن موسوی، نماینده محترم دادستان کلّ کشور و با شرکت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای معاون کلیه شعب دیوان عالی کشور، در سالن هیأت عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید، قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت کننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس می گردد، به صدور رأی وحدت رویه قضایی شماره ۸۵۶ ـ۰۴/۱۰/۱۴۰۳ منتهی گردید.

رأی وحدت رویه شماره ۸۵۶ هیأت عمومی دیوان عالی کشور با موضوع معتبر بودن شرط مندرج در اساسنامه شرکت های سهامی خاص مبنی بر لزوم موافقت هیات مدیره با انتقال سهام این شرکت ها

رأی وحدت رویه شماره ۸۵۶ هیأت عمومی دیوان عالی کشور با موضوع معتبر بودن شرط مندرج در اساسنامه شرکت های سهامی خاص مبنی بر لزوم موافقت هیات مدیره با انتقال سهام این شرکت ها

الف) گزارش پرونده

با سلام و احترام

به استحضار می رساند، آقای مسعود امیر میجانی، معاون قضایی محترم دادگستری کل استان کرمان، با اعلام اینکه از سوی شعب ششم دادگاه تجدیدنظر استان یزد و نهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، در خصوص اعتبار شرط مندرج در اساسنامه شرکت های سهامی خاص مبنی بر لزوم موافقت هیأت مدیره با انتقال سهام این شرکت ها، آراء مختلف صادر شده، درخواست طرح موضوع را در هیأت عمومی دیوان عالی کشور نموده است که گزارش امر به شرح آتی تقدیم می شود:

 الف) به حکایت دادنامه های شماره ۸۷۰۹۹۷۰۳۰۱۵۰۰۶۶۷ و ۸۷۰۹۹۷۰۳۰۱۵۰۰۶۶۶ ـ ۸/۵/۱۳۸۷ شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی یزد، در خصوص دعوی آقای سید محمود … به طرفیت اعضای هیأت مدیره شرکت آجر … به خواسته الزام به ثبت سهام ابتیاعی در دفاتر ثبت سهام شرکت و اعلام به اداره ثبت شرکت ها …، چنین رأی داده است:

«… از آنجا که طبق تبصره دو ماده ۵ اساسنامه ابرازی نقل و انتقال سهام مشروط به موافقت هیأت مدیره گردیده ولی این امر (موافقت هیأت مدیره) در مانحن فیه منتفی می باشد به عبارت دیگر دلیلی بر موافقت مزبور ارائه نگردیده است. لذا به استناد مواد ۱۹۷، ۱۹۸، ۵۰۲، ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب [در امور] مدنی و توجّهاً به مفهوم مخالف ماده ۴۱ قانون تجارت و ماده ۱۰ قانون مدنی، خواسته خواهان اصلی را غیر ثابت تشخیص داده، حکم به بطلان دعوا صادر و اعلام می نماید …»

پس از تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان یزد به موجب دادنامه شماره ۱۲۴ـ ۸۸ مورخ ۳۰/۱/۱۳۸۸، چنین رأی داده است:

«… وفق مفهوم مخالف ماده ۴۱ قانون تجارت که نقل و انتقال سهام شرکت های سهامی خاص می بایست با موافقت مدیران شرکت یا مجامع عمومی صاحبان سهام باشد و در تبصره دو ماده ۵ اساسنامه شرکت هم قید شده که نقل و انتقال سهام باید با موافقت هیأت مدیره صورت پذیرد … لذا دادگاه، اعتراض معترض [را] وارد و موجّه ندانسته و به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ضمن ردّ اعتراض معترض، دادنامه معترض عنه را عیناً تأیید می نماید. …»

ب) به حکایت دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۳۴۲۷۴۰۰۶۰۹ ـ ۲۱/۵/۱۳۹۷ شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان رفسنجان، در خصوص دعوی آقای محمودرضا … به طرفیت آقای رضا … و شرکت فلزات غیر آهنی … به خواسته … الزام خوانده نخست به انتقال رسمی ۴۰ سهم از ۱۲۰ سهم شرکت خوانده ردیف دوم … با این توضیح خواهان که «… در تاریخ ۱۰/۷/۱۳۹۵ در قبال طلبی که از خوانده ردیف اول داشتم تعداد ۴۰ سهم از ۱۲۰ سهم نامبرده در شرکت خوانده ردیف دوم را خریداری نمودم و خوانده ردیف اول از انتقال رسمی سهام به اینجانب خودداری می نماید و خوانده ردیف دوم نیز همکاری نمی نماید.»، چنین رأی داده است:

«با توجه به مفاد دادخواست تقدیمی و ضمائم پیوست، خصوصاً رونوشت مبایعه نامه عادی مورخ ۱۰/۷/۱۳۹۵ در خصوص فروش سهام فوق به خواهان … و اساسنامه شرکت و ملاحظه لایحه مدیرعامل شرکت فوق الذّکر … که بر عدم موافقت خود بر انتقال سهام آقای رضا … به خواهان تأکید داشته علیهذا دادگاه با توجه به اینکه به موجب ماده ۴۱ قانون تجارت و مفهوم مخالف آن انتقال سهام در شرکت های سهامی خاص بایستی با موافقت اعضای هیأت مدیره شرکت باشد که در اساسنامه شرکت (ماده ۱۰ آن) تصریح گردیده در مانحن فیه مدیر عامل شرکت مخالف انتقال سهام شرکت است، لذا انتقال سهام توسط خوانده ردیف اول به خواهان فاقد وجاهت قانونی است … دادگاه دعوی خواهان را مستنداً به ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی غیر وارد تشخیص [می دهد]، لذا رأی به ردّ دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید.»

پس از تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان به موجب دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۳۴۱۳۹۰۱۱۹۳ ـ ۲۸/۹/۱۳۹۷، چنین رأی داده است:

«… نظر به اینکه مستند عادی تجدیدنظرخواه دلالت بر انتقال سهام به میزان یادشده توسط تجدیدنظرخوانده ردیف اول به تجدیدنظرخواه دارد و هر چند حسب ماده ۴۰ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۲۴/۱۲/۱۳۴۷ انتقال سهام در شرکت های سهامی باید در دفتر ثبت سهام شرکت ثبت شود اما اثر این الزام قانونی بنا به قید پایانی ماده مذکور فقط ناظر به شرکت و اشخاص ثالث است و در رابطۀ بین انتقال دهنده و منتقل الیه مؤثر نیست به عبارت دیگر چنانچه دارنده سهم بدون رعایت ترتیب قانونی مندرج در این ماده سهام خود را به هر نحو به غیر انتقال بدهد این انتقال بین آنان صحیح و نافذ است و طرفین، متعهد به آن خواهند بود و این ماده هیچ دلالتی بر بطلان چنین انتقالی ندارد و از طرفی موافقت و عدم موافقت هیأت مدیره شرکت نیز در آن بی تأثیر است.

بنابراین به جهات یادشده و به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی آن بخش از رأی تجدیدنظرخواسته که مبتنی بر ردّ دعوای الزام به انتقال رسمی سهام نسبت به تجدیدنظرخوانده ردیف اوّل است نقض و به استناد مواد ۱۰، ۲۱۹، ۲۲۰ و ۲۲۳ قانون مدنی خوانده آقای رضا به انتقال رسمی سهام به نام خواهان نخستین ملزم می شود.»

چنانکه ملاحظه می شود، شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان یزد و شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، در خصوص اعتبار شرط مندرج در اساسنامه شرکت های سهامی خاص مبنی بر لزوم موافقت هیأت مدیره با انتقال سهام این شرکت ها، با استنباط متفاوت از مواد ۴۰ و ۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، آراء مختلف صادر نموده اند، به گونه ای که شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان یزد، درج شرط مذکور در اساسنامه شرکت های سهامی خاص را معتبر و مؤثر در انتقال دانسته و معتقد است تا این شرط محقق نشود، انتقال سهام انجام نمی شود، اما شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان این شرط را در انتقال سهام مذکور غیرمعتبر و بی تأثیر دانسته است.

بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخواست می گردد.

معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیأت عمومی ـ غلامرضا انصاری

ب) نظریه نماینده محترم دادستان کل کشور

احتراماً، درخصوص پرونده وحدت رویه ردیف ۱۴۰۳/۱۱، به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح ذیل اظهار عقیده می نمایم:

حسب گزارش ارسالی ملاحظه می گردد اختلاف رویه حادث شده بین شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان یزد و شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان راجع به «اعتبار شرط مندرج در اساسنامه شرکت­های سهامی خاص مبنی بر لزوم موافقت هیأت مدیره با انتقال سهام این شرکت­ها» با استنباط متفاوت از مواد ۴۰ و ۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت است به گونه­ای که شعبه ششم تجدیدنظر استان یزد شرط را معتبر دانسته لیکن شعبه نهم تجدیدنظر استان کرمان این شرط را معتبر ندانسته است.

لذا با عنایت به اینکه قانونگذار در ماده ۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷، فقط به ممنوعیت مشروط نمودن نقل و انتقال سهام به موافقت مدیران شرکت یا مجامع عمومی صاحبان سهام در شرکت­های سهامی عام، تصریح کرده است و با وجود این که در مقام بیان مقررات حاکم بر شرکت­های سهامی به طور کلی(اعم از عام و خاص) بوده، حکم خود را به شرکت­های سهامی عام مقیّد نموده و به ممنوعیت این امر در شرکت­های سهامی خاص تصریح نکرده است. هدف قانونگذار از تصریح به وصف «سهامی عام» در این ماده این بوده که قلمرو حکم مورد نظر خود را به گونه ای مشخص نمایند که اگر صفت یا قید «سهامی عام» منتفی شود حکم مزبور نیز منتفی گردد.

به بیان دیگر هدف از آوردن صفت یا قید« سهامی عام» دراین ماده صرفاً تعیین قلمرو و محدوده موضوع نیست بلکه ذکر این صفت و به ویژه آوردن این قید در قانون نشانه آن است که حکم قانونی در این ماده دائر مدار وجود و عدم صفت یا قید «سهامی عام» است و علی الاصول در مواردی که وصف بیان شده قید حکم است نه قید موضوع، آن حکم دارای مفهوم بوده و مفهوم مخالف آن حکم حجیّت خواهد داشت.

لازم به ذکر است صاحب نظران حقوق معتقدند اوصافی که در متون قانونی وارد شده به جز در موارد استثنایی مثل وصف غالبی یا وصف تأکیدی یا توضیحی و یا وصفی که علت انحصاری حکم نیست دارای مفهوم است و می تواند در استدلال های حقوقی مورد استناد قرار گیرد، لذا از آنجا که قانونگذار در ماده ۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت در مقام بیان حکم کلی بوده لذا این ماده دارای مفهوم بوده و بر این اساس حسب آن باید گفت: در شرکت­های سهامی خاص می توان نقل و انتقال سهام را مشروط به موافقت مجمع عمومی یا موافقت مدیران کرد.

از طرفی اساسنامه شرکت، میثاق بین سهامداران و بیانگر اراده مشترک آنان در ایجاد و اداره شرکت است و به همین جهت در شرکت های سهامی خاص به موجب بند (۲) ماده (۲۰) لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ باید به امضای کلیه سهامداران برسد تا ماهیت خاص قراردادی اساسنامه شرکت سهامی محقق شود و به دلیل وجود همین ماهیت قراردادی، مشمول عموم «اوفوا بالعقود» و «المؤمنون عند شروطهم» و مواد ۱۰و ۲۱۹ قانون مدنی بوده و مفاد و مندرجات اساسنامه برای کلیه اشخاصی که با آن موافقت کرده و آن را امضا می کنند الزامی است و فقط در صورتی قابلیت اجرایی نداشته و بی اعتبار خواهد بود که مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه و قوانین آمره باشد.

بنابراین چنانچه در اساسنامه شرکت سهامی خاص، نقل و انتقال سهام، مشروط به موافقت مدیران یا مجمع عمومی شرکت شده باشد، این شرط در راستای حاکمیت اراده و حفظ ساختار مالکیتی شرکت و مدیریت ریسک ها مغایرتی با مقررات آمره قانونی و نظم عمومی نداشته، معتبر بوده و برای کلیه سهامداران لازم الاتباع است.

لازم به ذکر است در بررسی صحت و سقم شرط باید به قواعد عمومی قراردادها رجوع نمود و باتوجه به اینکه ماده ۲۲۳ قانون مدنی مصادیق شروط باطل را اعلام و شرط مختلف فیه، مصداق هیچ یک از موارد قانونی نمی­باشد. لازم به ذکر است در شرکت سهامی خاص محوریّت با اشخاص است نه سرمایه، از این جهت قانونگذار با اراده و توجه نخواسته جلوی هیأت مدیره را در نقل و انتقال سهام بگیرد.

به عبارت دیگر با وجود ماده ۴۱ قانون که در مقام بیان ماهیت عقد است نوبت به تمسک به ماده ۴۰ قانون که در مقام بیان آثار عقدِ صحیح است نمی­رسد، لذا بنا به مراتب مذکور نظر شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان یزد را قابل تأیید می­دانم.

ج) رأی وحدت رویه شماره ۸۵۶

۱۴۰۳/۱۰/۰۴ هیأت عمومی دیوان عالی کشور

نظر به اینکه اساسنامه مهمترین رکن شرکت سهامی خاص است که در آن روابط بین شرکا و حدود اختیارات هیأت مدیره و سهامداران معین شده است، لذا چنانچه طبق این سند، انتقال سهام منوط به موافقت هیأت مدیره شده باشد و دارنده سهم بدون رعایت حق تقدم سایر سهامداران و موافقت هیأت مذکور، مبادرت به انتقال سهام خود به شخص ثالث نماید، انتقال صورت گرفته غیر نافذ و با عدم تنفیذ هیأت مدیره محکوم به بطلان است.

بنابراین، مقررات ماده ۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، صرفاً ناظر به شرکت سهامی عام بوده و تسرّی به شرکت سهامی خاص ندارد.

بنا به مراتب، رأی شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان یزد تا حدی که با این نظر انطباق دارد، با اکثریت آراء اعضای هیأت عمومی صحیح و قانونی تشخیص داده می شود. این رأی طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲، با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است.

محمّدجعفر منتظری ـ رئیس هیأت عمومی دیوان عالی کشور

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص تفویض اختیار طرح دعوا

تفویض اختیار به مدیر عامل یا هریک از اعضاء هیأت مدیره برای طرح دعوا در مراجع قضایی، نیازی به انتشار در روزنامه رسمی ندارد.

شماره دادنامه: ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۰۴۴۵۶۱۴
تاریخ دادنامه: ۱۴۰۳/۲/۲۵
شماره پرونده: ۰۱۰۷۶۴۲

مرجع رسیدگی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

اعلام کننده تعارض : آقای….معاون قضایی دیوان عدالت اداری در امور شعب اقتصادی، اراضی و شهرسازی
موضوع : اعلام تعارض در آرای صادر شده از سوی شعب دیوان عدالت اداری

تفویض اختیار به مدیر عامل یا هریک از اعضاء هیأت مدیره برای طرح دعوا در مراجع قضایی - آرش علیزاده نیری وکیل دعاوی شرکت ها

تفویض اختیار به مدیر عامل یا هریک از اعضاء هیأت مدیره برای طرح دعوا در مراجع قضایی – آرش علیزاده نیری وکیل دعاوی شرکت ها

 

گردشکار

در مواردی که مدیر عامل یا احد از اعضای هیأت مدیره شرکت با تفویض اختیار از ناحیه هیأت مدیره اجازه طرح دعوا در مراجع قضایی را به دست می آورند و به تنظیم دادخواست مبادرت می ورزند، شعب دیوان عدالت اداری در رسیدگی به این دادخواست ها به دو شیوه رفتار کرده اند.

بدین نحو که شعبه ۸ تجدید نظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره ۲۷۶۳۶۳۹ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۹، تفویض اختیار به مدیر عامل یا هریک از اعضاء هیأت مدیره برای طرح دعوا در مراجع قضایی را در صورتی واجد اثر می داند که صورتجلسه تفویض اختیار از سوی هیأت مدیره، به شرح مقرر در ماده ۱۲۸ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت به مرجع ثبت شرکت ها ارسال و در روزنامه رسمی درج شود ولی شعبه ۴ تجدید نظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه های شماره ۲۱۶۱۷۸۷- ۱۴۰۱/۹/۱۴ ، ۲۶۲۱۸۷۸- ۱۴۰۱/۱۱/۳، ۲۵۵۳۱۷۵- ۱۴۰۱/۱۰/۲۶، ۲۵۵۳۰۴۱- ۱۴۰۲/۱۰/۲۶، ۲۷۱۷- ۱۴۰۱/۹/۲۸ صِرفِ تنظیم صورتجلسه تفویض اختیار توسط هیأت مدیره و پیش از ارسال و حتی بدون ارسال به مرجع ثبت شرکت ها و درج در روزنامه رسمی را کافی برای استماع دعوا تشخیص داده است.

رای هیأت عمومی

الف. بین رای شماره ۳۶۳۹ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صادره از شعبه هشتم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری با آراء شماره ۱۷۸۷ مورخ ۱۴۰۱/۹/۱۴ و ۱۸۷۸ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۳ و ۳۱۷۵ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۶ و ۳۰۴۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۶ و ۲۷۱۷ مورخ ۱۴۰۱/۹/۲۸ صادره از شعبه چهارم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری از این جهت تعارض محرز است که در آراء صادره از شعبه چهارم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، مدیرعامل یا احد از اعضاء هیأت مدیره شرکت با تفویض اختیار از ناحیه هیأت مدیره اختیار طرح دعوا در شعب دیوان عدالت اداری را دارا بوده،

اما مطابق رای صادره در شعبه هشتم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، مدیرعامل در صورتی از ناحیه هیأت مدیره اختیار طرح دعوا در محاکم را دارد که صورتجلسه هیأت مدیره به شرح مقرر در ماده ۱۲۸ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت به مرجع ثبت شرکت ها ارسال و در روزنامه رسمی اعلام شود و در غیر این صورت مدیرعامل صرفاً از طریق وکلاء دادگستری حق طرح دعوا دارد.
ب. اولاً براساس ماده ۱۲۸ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مقرر شده است که : «نام و مشخصات و حدود اختیارات مدیرعامل باید با ارسال نسخه‌ای از صورتجلسه هیأت مدیره به مرجع ثبت شرکت ها اعلام و پس‌ از ثبت در روزنامه رسمی آگهی شود» و هرچند قانونگذار برمبنای بند ۳ ماده ۲۴۳ همین لایحه برای عدم بیان مطالب لازم به مرجع ثبت شرکت ها ضمانت اجرای کیفری تعیین کرده است، ولی حکم مقرر در بند اخیرالذکر به معنای آن نیست که در صورت عدم ارسال صورتجلسه موضوع ماده ۱۲۸ لایحه قانونی صدرالذکر به مرجع ثبت شرکت ها، مفاد این صورتجلسه در روابط بین هیأت مدیره و مدیرعامل منشأ اثر نخواهد بود.

تفویض اختیار طرح دعوا

ثانیاً مطابق ماده ۱۲۴ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، هیأت مدیره باید اقلاً یک نفر شخص حقیقی را به مدیریت عامل شرکت برگزیند و حدود اختیارات و مدت تصدی و حق‌الزحمه او را تعیین کند و براساس ماده ۱۲۵ لایحه قانونی مذکور مدیرعامل شرکت در حدود اختیاراتی که توسط هیأت مدیره به او تفویض شده است نماینده شرکت محسوب و از طرف شرکت حق امضاء دارد و با توجه به مراتب فوق و مستند به مواد قانونی مذکور و آراء شماره ۲۷ مورخ ۱۳۸۰/۸/۶ و ۱۲۵۴-۱۲۵۵ مورخ ۱۴۰۰/۴/۲۲ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تفویض اختیار طرح دعوا در مراجع قضایی از سوی هیأت مدیره به مدیرعامل شرکت یا احدی از اعضاء هیأت مدیره به نحو مقرر در آراء صادره قابلیت طرح و استماع دارد و

آراء صادره از شعبه چهارم تجدیدنظردیوان عدالت اداری به شرح فوق در حدی که متضمن پذیرش تفویض اختیار به مدیرعامل بدون لزوم ثبت در مرجع ثبت شرکت ها است، صحیح و منطبق با موازین قانونی است.

این رای برای شعب دیوان و مراجع اداری و همچنین برای هیأت های تخصصی و هیأت عمومی در مورد رسیدگی به ابطال مصوبات موضوع بند (۱) ماده (۱۲) این قانون در ارتباط با آن موضوع لازم‌الاتباع است
حکمتعلی مظفری

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

الزام به طرف قراردادن سهامداران در دعوای انحلال شرکت

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

شماره نظریه : ۷/۱۴۰۲/۸۶۱
شماره پرونده : ۱۴۰۲-۱۱۵-۸۶۱ح
تاریخ نظریه : ۱۴۰۳/۰۳/۱۲

استعلام در خصوص نیاز به طرف قرارداد سهامدارن در دعوای انحلال شرکت

با توجه به این‌که پذیرش یا رد دعوای راجع به انحلال شرکت سهامی خاص، حسب مورد به نفع یا زیان سهامداران این شرکت است، آیا در این قبیل دعاوی باید سهامداران شرکت نیز طرف دعوا قرار گیرند؟

الزام به طرف قراردادن سهامداران در دعوای انحلال شرکت - وکیل متخصص دعاوی شرکت ها

الزام به طرف قراردادن سهامداران در دعوای انحلال شرکت – وکیل متخصص دعاوی شرکت ه

پاسخ به سوال نیاز به طرف قراردادن سهامدارن شرکت در دعوای انحلال

در موارد مصرح در ماده ۲۰۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ به هر ذی‌نفعی اجازه داده شده است که انحلال شرکت سهامی را از دادگاه درخواست کند.

با عنایت به استقلال شخصیت شرکت از سهامداران، دعوای انحلال شرکت سهامی خاص صرفاً به طرفیت شرکت اقامه می‌شود و سهامداران نفع مستقیمی در این دعوا ندارند تا طرف دعوا قرار گیرند؛ بنابراین در چنین دعوایی، لزومی به طرف دعوا قرار دادن سهامداران وجود ندارد.

شایسته ذکر است دعوای اعتراض ثالث سهامداران نسبت به حکم دادگاه نیز به لحاظ فقدان نفع مستقیم آنان در دعوا، قابل رسیدگی در ماهیت امر نیست.

شرکت داری حرفه ای

وکیل متخصص شرکت های تجاری

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

بخشنامه سازمان امور مالیاتی درخصوص استرداد جرایم مالیاتی که من غیر حق از مودی دریافت شده

ماده ۲۴۲ قانون مالیاتهای مستقیم، مواد ۱۷ و ۲۹ قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب ۱۳۸۷ و بند (الف) ماده ۲۵ قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب ۱۴۰۰

مخاطبان / ذینفعان: ادارات کل امور مالیاتی

موضوع: استرداد جرایم مالیاتی که من غیر حق از مودی دریافت شده

در راستای اجرای دادنامه شماره ۲۰۸۰ مورخ ۱۴۰۱/۹/۲۲ هیات عمومی دیوان عدالت اداری و پیرو بخشنامه شماره ۲۰۰/۵۶۹۴۴ د مورخ ۱۴۰۲/۸/۲۱ با موضوع اصلاح مفاد بخشنامه تفویض اختیار بخشودگی جرایم و تقسیط بدهی مالیاتی یاد آور می‌شود وفق مقررات مربوطه در مواردی که اصل مالیات قابل استرداد تشخیص داده شود استرداد جرایم متعلقه نیز امری بدیهی بوده و اساساً موضوع بخشودگی این جرایم قابل طرح نخواهد بود، مع الوصف به تبعیت از مفاد دادنامه فوق مقرر می دارد:

در تمامی مواردی که از اطلاق مقررات صادره از جمله بند (۷) بخشنامه شماره ۲۰۰/۱۴۰۱/۱۰ مورخ ۱۴۰۱/۲/۱۰، بند (۸) بخشنامه شماره ۲۰۰/۱۴۰۱/۱ مورخ ۱۴۰۱/۱/۷، جزء (۴) از بند (۳) بخشنامه شماره ۲۰۰/۹۸/۴۵ مورخ ۱۳۹۸/۵/۲۷ و بند (۲) بخشنامه شماره ۲۰۰/۹۷/۲ مورخ ۱۳۹۷/۱/۲۶ و اصلاحیه آن به شماره ۲۰۰/۹۷/۴۹ مورخ ۱۳۹۷۳/۲۳ با موضوع تفویض اختیار بخشودگی جرایم مالیاتی این تلقی صورت گرفته باشد که در صورت من غیر حق بودن مطالبه اصل مالیات بخشودگی جرایم مالیاتی متعلقه در اختیار سازمان امور مالیاتی است می‌بایست وفق احکام قانونی مربوط نسبت به استرداد جرایم فوق به درخواست مودی یا منظور نمودن به حساب مالیات دوره با دوره های بعدی اقدام شود.

سید محمد هادی سبحانیان

بخشنامه سازمان امور مالیاتی درخصوص استرداد جرایم مالیاتی که من غیر حق از مودی دریافت شده

بخشنامه سازمان امور مالیاتی درخصوص استرداد جرایم مالیاتی که من غیر حق از مودی دریافت شده

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

 

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی شرکت ها و دعاوی مالیاتی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

انواع قرارداد پیمانکاری : راهنمای جامع

قرارداد پیمانکاری، توافقی بین کارفرما (صاحب پروژه) و پیمانکار (مجری پروژه) است که شرایط اجرای پروژه را مشخص می‌کند. این قرارداد تعهدات، حقوق و وظایف هر دو طرف را به طور واضح بیان می‌کند و از بروز اختلافات در طول اجرای پروژه جلوگیری می‌کند.

انتخاب نوع مناسب قرارداد پیمانکاری برای هر پروژه از اهمیت بالایی برخوردار است. عوامل مختلفی مانند نوع پروژه، حجم کار، بودجه، ریسک پروژه و تخصص پیمانکار در انتخاب نوع قرارداد موثر هستند.

در ادامه، به معرفی و بررسی انواع رایج قراردادهای پیمانکاری می‌پردازیم:

۱. قراردادهای قیمت مقطوع (Fixed Price Contracts) :

در این نوع قرارداد، قیمت کل پروژه از قبل تعیین می‌شود و پیمانکار متعهد می‌شود که پروژه را با همان قیمت و در موعد مقرر به اتمام برساند.

مزایا

قیمت نهایی پروژه از قبل مشخص است و کارفرما از نوسانات قیمت در امان است.
برنامه‌ریزی و کنترل پروژه برای کارفرما آسان‌تر است.

معایب

ریسک تغییرات در پروژه بر عهده پیمانکار است.

انعطاف‌پذیری پیمانکار در حین اجرای پروژه محدود است.

انواع قرارداد پیمانکاری : معایب و مزایا

انواع قرارداد پیمانکاری : معایب و مزایا

۲. قراردادهای هزینه مشخص (Cost Plus Contracts) :

در این نوع قرارداد، کارفرما متعهد می‌شود که تمام هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم پیمانکار را به اضافه یک مبلغ سود مشخص به او پرداخت کند.

 

مزایا

برای پروژه‌هایی با حجم کار نامشخص یا احتمال تغییرات زیاد در پروژه مناسب است.
ریسک پروژه بر عهده کارفرما است.

معایب

قیمت نهایی پروژه تا پایان کار مشخص نیست.
ممکن است انگیزه پیمانکار برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها کم باشد.

 

۳. قراردادهای واحد کار (Unit Price Contracts) :

در این نوع قرارداد، قیمت هر واحد از کار (مانند متر مربع بنا، تن واحد بتن و غیره) به طور جداگانه تعیین می‌شود.

مزایا

برای پروژه‌هایی با حجم کار مشخص و قابل اندازه‌گیری مناسب است.
امکان تغییر حجم کار در حین اجرای پروژه وجود دارد.

معایب

قیمت نهایی پروژه تا پایان کار به طور دقیق قابل پیش‌بینی نیست.
نیاز به اندازه‌گیری دقیق حجم کار در مراحل مختلف پروژه دارد.

 

۴. قراردادهای طراحی-ساخت (Design-Build Contracts) :

در این نوع قرارداد، پیمانکار مسئولیت طراحی و اجرای پروژه را به طور همزمان بر عهده دارد.

مزایا

مسئولیت کل پروژه بر عهده یک پیمانکار است و هماهنگی بین مراحل طراحی و اجرا آسان‌تر است.
زمان اجرای پروژه به طور کلی کوتاه‌تر است.

معایب

انتخاب پیمانکار مناسب از اهمیت بالایی برخوردار است.
انعطاف‌پذیری کارفرما در حین اجرای پروژه محدود است.

 

۵. قراردادهای مدیریت ساخت (Construction Management Contracts) :

در این نوع قرارداد، کارفرما از یک مدیر ساخت برای مدیریت و نظارت بر اجرای پروژه استفاده می‌کند.

مزایا

کارفرما کنترل بیشتری بر پروژه دارد.
از تخصص و تجربه مدیر ساخت در اجرای پروژه استفاده می‌شود.

معایب

هزینه مدیریت ساخت به طور جداگانه به کارفرما تحمیل می‌شود.
هماهنگی بین کارفرما، مدیر ساخت و پیمانکاران فرعی از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

۶. قراردادهای EPC (Engineering, Procurement and Construction) :

در این نوع قرارداد، پیمانکار مسئولیت طراحی، تامین تجهیزات و اجرای پروژه را به طور همزمان بر عهده دارد.

مزایا

مسئولیت کل پروژه بر عهده یک پیمانکار است و هماهنگی بین مراحل مختلف پروژه آسان‌تر است.
زمان اجرای پروژه به طور کلی کوتاه‌تر است.

معایب

انتخاب پیمانکار مناسب از اهمیت بالایی برخوردار است.
انعطاف‌پذیری کارفرما در حین اجرای پروژه محدود است.

 

۷. قراردادهای رمزی (Lump Sum Turnkey Contracts) :

در این نوع قرارداد، پیمانکار متعهد می‌شود که پروژه را با تمام تجهیزات و امکانات لازم در یک موعد مقرر و با قیمتی مشخص به کارفرما تحویل دهد.

مزایا

مسئولیت کل پروژه بر عهده یک پیمانکار است و کارفرما از جزئیات اجرای پروژه بی‌نیاز است.
قیمت نهایی پروژه از قبل مشخص است و کارفرما از نوسانات قیمت در امان است.

معایب

انتخاب پیمانکار مناسب از اهمیت بالایی برخوردار است.
انعطاف‌پذیری کارفرما در حین اجرای پروژه محدود است.

 

۸. قراردادهای امانی (Cost Reimbursement Contracts) :

در این نوع قرارداد، کارفرما تمام هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم پیمانکار را به اضافه یک مبلغ کارمزد مشخص به او پرداخت می‌کند.

مزایا

برای پروژه‌هایی با حجم کار نامشخص یا احتمال تغییرات زیاد در پروژه مناسب است.
ریسک پروژه بر عهده کارفرما است.

معایب

قیمت نهایی پروژه تا پایان کار مشخص نیست.
ممکن است انگیزه پیمانکار برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها کم باشد.

 

۹. قراردادهای عاملیت (Agency Contracts) :

در این نوع قرارداد، پیمانکار به عنوان نماینده کارفرما برای انجام امور مربوط به پروژه عمل می‌کند.

مزایا

از تخصص و تجربه پیمانکار در اجرای پروژه استفاده می‌شود.
مسئولیت اجرای پروژه بر عهده پیمانکار است.

معایب

کارفرما باید نظارت دقیقی بر عملکرد پیمانکار داشته باشد.
احتمال سوء استفاده پیمانکار از موقعیت خود وجود دارد.

 

۱۰. قراردادهای پیمان مدیریت یا مدیریت پیمان (Management Contracts) :

در این نوع قرارداد، کارفرما از یک پیمانکار برای مدیریت و نظارت بر اجرای پروژه استفاده می‌کند.

مزایا

کارفرما کنترل بیشتری بر پروژه دارد.
از تخصص و تجربه پیمانکار در مدیریت پروژه استفاده می‌شود.

معایب

هزینه مدیریت ساخت به طور جداگانه به کارفرما تحمیل می‌شود.
هماهنگی بین کارفرما، مدیر ساخت و پیمانکاران فرعی از اهمیت بالایی برخوردار است.

نکات مهم در انتخاب نوع قرارداد پیمانکاری

نوع پروژه
حجم کار
بودجه
ریسک پروژه
تخصص پیمانکار
قوانین و مقررات مربوط به پروژه

نتیجه‌گیری

انتخاب نوع مناسب قرارداد پیمانکاری برای هر پروژه از اهمیت بالایی برخوردار است. با بررسی مزایا و معایب هر نوع قرارداد و در نظر گرفتن شرایط پروژه، می‌توان بهترین نوع قرارداد را برای اجرای پروژه انتخاب کرد.

توجه

در این متن سعی شده است تا به طور خلاصه به معرفی و بررسی انواع رایج قراردادهای پیمانکاری پرداخته شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد هر نوع قرارداد، می‌توانید به منابع تخصصی در این زمینه مراجعه کنید.
در انتخاب نوع قرارداد پیمانکاری، حتماً از مشاوره متخصصان و کارشناسان مجرب در این زمینه استفاده کنید.

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه پیمانکاری و دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

نقض رای هیات تجدید نظر تشخیص مطالبات سازمان تامین اجتماعی در دیوان عدالت اداری

در نظام اداری، گاه شاهد تعارض منافع در برخی فرایندها هستیم. به طوری که یک نهاد هم در مقام مدعی و هم در جایگاه قاضی عمل می کند. این امر می تواند زمینه ساز تضییع حقوق افراد و کارفرمایان گردد و در نهایت منجر به طرح دعاوی در مراجع بالاتر مانند دیوان عدالت اداری شود.

پرونده شرکت موکل

در پرونده حاضر، شرکت موکل به عنوان پیمانکار فرعی در یک پروژه پیمانکاری فعالیت می نموده.

پس از اتمام پروژه و اخذ مفاصا حساب توسط شرکت موکل، سازمان تامین اجتماعی مجدداً مطالبه پرداخت حق بیمه پیمان را از شرکت پیمانکار اصلی نمود، با این ادعا که مفاصا حساب ماخوذه برای پیماکار اصلی تاثیری ندارد و پیمانکار اصلی می بایست نسبت به پرداخت مجدد مفاصا اقدام نماید.

این در حالی بود که شرکت موکل قبلاً حق بیمه مربوطه را پرداخت کرده بود.

نکته کلیدی

طبق قوانین سازمان تامین اجتماعی، در صورتی که پیمانکار فرعی نسبت به پرداخت حق بیمه خود اقدام نماید و مفاصا حساب دریافت کند، مبلغ پرداختی وی از کل مبلغ حق بیمه پیمان کار اصلی کسر خواهد شد.

توالی حوادث

انجام موضوع پیمان

پرداخت حق بیمه و اخذ مفاصا حساب تامین اجتماعی قرارداد پیمان توسط موکل.
امتناع سازمان تامین اجتماعی از کسر مبلغ پرداختی از مفاصا حساب صادره برای پیمانکار اصلی.
طرح شکایت در دیوان عدالت اداری با خواسته نقض رای هیات تجدید نظر تشخیص مطالبات سازمان تامین اجتماعی .
نقض رای هیات تجدید نظر تشخیص مطالبات سازمان تامین اجتماعی توسط دیوان عدالت اداری.

پرونده برای رسیدگی مجدد با لحاظ مفاصا حساب پرداختی به شعبه بدوی اعاده شد.

و در نهایت با پیگیری انجام شده و درایت قضات محترم دیوان عدالت اداری، از تضییع حقوق شرکت موکل از مطالبه غیرقانونی سازمان تامین اجتماعی جلوگیری شد.

 

نقض رای هیات تجدید نظر تشخیص مطالبات سازمان تامین اجتماعی در دیوان عدالت اداری

نقض رای هیات تجدید نظر تشخیص مطالبات سازمان تامین اجتماعی در دیوان عدالت اداری

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه پیمانکاری و دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

در دعوی صدور حکم ورشکستگی احراز این امر که دارایی شرکت برای پرداخت دیون آن کافی است، مستلزم اظهار نظر کارشناسی بوده و صدور قرار رد دعوی به دلیل اختلاف طرفین در مورد مطالبات واستحقاق خواهان در مطالبه فاقد وجاهت قانونی است

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

رأی دادگاه بدوی در خصوص نحوه احراز ورشکستگی

شماره پرونده : ۹۴۰۹۹۸۲۱۶۰۹۰۰۴۴۳ شماره دادنامه : ۹۴۰۹۹۷۲۱۶۰۹۰۱۳۹۹ تاریخ : ۱۳۹۴/۱۲/۲۶

شرکت تعاونی تاکسیرانی تهران با وکالت خانم ن. ص. و ع. ل. به طرفیت شرکت تولیدی لاستیک د. دعوایی به خواسته صدور حکم ورشکستگی مطرح کرده است.

وکلای خواهان در شرح دادخواست اظهار داشتند شرکت خوانده در فعالیت تجاری اش دچار وقفه در پرداخت بدهی ها شده به نحوی که منجر به توقیف دارایی شخصی سهامداران از جمله موکل (شرکت خواهان ) شده است .

ازاین رو صدور حکم به شرح فوق را درخواست دارد.

در جلسه رسیدگی مورخ ۹۴/۸/۲ دادگاه از وکلای خواهان سوال شده که دعوی ورشکستگی مستند به چه طلبی است ؟ پاسخ دادند که غیراز بدهی های دارایی ،

سود سهام نیز از سال ۸۲ پرداخت نشده است

سود سهام نامعلوم است 

حسابهای بانکی موکل نیز بابت بدهی های شرکت لاستیک د

توقیف شده است 

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

سپس راجع به بدهی های مالیاتی شرکت لاستیک د. و برداشت اموال خواهان بابت این مطالبات از اداره دارایی استعلام شده پاسخ استعلام حاکی از بدهی های مالیات خوانده و نیز برداشت وجوه نقد بابت مطالبات اداره دارایی دارد.

در جلسه رسیدگی مورخ ۹۴/۱۲/۱۲ دادگاه که به منظور بررسی طلب خواهان تشکیل شده (باتوجه به پاسخ استعلام دارایی ) وکیل خوانده اظهار داشته برداشت مبلغ ۳ میلیارد ریال از جانب خواهان بواسطه عضویت در هیات مدیره شرکت د. و در راستای مسوولیت تضامنی مدیران بوده است و نه بواسطه ی سهامدار بودن انها و در هر حال ارتباطی به شرکت د. ندارد.

وکیل خواهان اظهار داشته ، مواد قانونی مورد اشاره در پاسخ اداره امور مالیاتی صریحا اشاره دارد که بدهی مربوط به شخص مدیر نبوده بلکه ضمانت اجرای قانونی جهت کسر و ایصال مالیات بوده و جزء بدهی مسلم شرکت د. می باشد.

باتوجه به مراتب بالا و با توجه به اختلاف طرفین دعوی در مورد مطالبات خواهان و اختلاف و ترافع در استحقاق خواهان در مطالبه ی مبالغی که توسط اداره دارایی از حساب های بانکی خواهان برداشت شده است که مستلزم رسیدگی مستقل و صدور حکم در این مورد می باشد.

از این رو دعوی اعلام ورشکستگی بعنوان طلبکار در این موقعیت فعلی پذیرفته نیست و به استناد ماده ۲ قانون ائین دادرسی مدنی قرار رد دعوی مطروحه صادر واعلام می شود.

این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه ۴۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران – اسکندری

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

 

شماره پرونده : ۹۴۰۹۹۸۲۱۶۰۹۰۰۴۴۳ شماره دادنامه : ۹۵۰۹۹۷۲۱۳۰۶۰۰۷۶۷ تاریخ : ۱۳۹۵/۰۶/۰۹

رأی دادگاه

در خصوص تجدید نظرخواهی شرکت تعاونی تاکسیرانی تهران با وکالت خانم ن. ص. به طرفیت شرکت تولیدی لاستیک د. با وکالت خانم ز. ز. نسبت به دادنامه شماره ۱۳۹۹ مورخ ۱۳۹۴/۱۲/۲۶ شعبه ۴۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر اساس دادنامه موصوف در مورد دعوای شرکت تجدیدنظرخواه به خواسته صدور حکم ورشکستگی شرکت تجدیدنظرخوانده اجمالا با این استدلال که با توجه به اختلاف طرفین دعوا در مورد مطالبات خواهان و اختلاف و ترافع در استحقاق خواهان در مطالبه و مبالغی که توسط اداره دارایی از حسابهای بانکی خواهان پرداخت شده است که مستلزم رسیدگی مستقل و صدور حکم در این مورد می باشد از این رو دعوا را قابل استماع ندانسته و قرار ردآن صادر گردیده است.

دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین، نظر به اینکه دعوا برابر با مقررات قانونی اقامه گردیده است و نظر به اینکه احراز این که دارایی شرکت برای پرداخت دیون آن کافی است مستلزم اظهار نظر کارشناسی است .

از این رو تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده میشود و به تجویز ماده ۳۵۳ قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته پرونده جهت رسیدگی ماهیتی به دادگاه محترم نخستین اعاده میشود.

این رای قطعی است.
شعبه ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران – رئیس و مستشار
مجتبی نورزاد – سید احمد جاویدی اقدم/پژوهشگاه قوه قضاییه

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در دعاوی بانکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

تاثیر امضا صورتجلسات شرکت بر سهامدار بودن ؛ اگر اوراق صورت جلسات شرکت به امضا مدعی سهامداری رسیده باشد؛ امکان سهام دار بودن وجود دارد؛ حتی اگر دراستعلام از اداره ثبت شرکت ها و اداره تعاون نامی از وی نباشد.

 

شماره دادنامه قطعی : ۹۳۰۹۹۸۰۲۲۹۵۰۰۰۴۰

تاریخ دادنامه قطعی : ۱۳۹۵/۰۲/۲۷

 

رأی دادگاه بدوی

پیرامون دعوای آقای س. ح. فرزند س. به طرفیت ۱.آقای ع. پ.س. فرزند ن. ۲.شرکت طب ماساژ اسپیتمان با وکالت آقایان حسین ث. و ک. الف. به خواسته بهای روز وتجاری معادل چهل درصد سهام شرکت تعاونی خدمات طب ماساژ اسپیتمان با برندirest .

با امعان نظر در محتوای پرونده با توجه به اینکه خواهان دلیلی بر سهام دار بودن در شرکت ارائه نکرده است واستعلامات انجام شده از ثبت شرکتها واداره تعاون نیز چنین چیزی را به اثبات نمی رساند .

بنابراین مطالبه ارزش سهام فاقد مبناست وچنانچه براساس قرارداد مشارکت حقوقی برای خود متصور است می تواند دعوای علیحده ایی مطرح کند .

بنابراین دادگاه دعوای خواهان را واردنمی داند وبه استناد مواد ۱۹۷ قانون آئین دادرسی مدنی و۱۲۵۷ قانون مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر می کند .

این رای حضوری وظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه ۳۵ دادگاه عمومی حقوقی تهران-مجید شایسته

 

تاثیر امضا صورتجلسات شرکت بر سهامدار بودن

تاثیر امضا صورتجلسات شرکت بر سهامدار بودن

 

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

ابتدائاٌ درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای س. ح. بطرفیت شرکت تعاونی طب و ماساژ اسپیتمان و اقای ع. پاک با وکالت اقای ک. الف. نسبت به دادنامه شماره ۱۸۲-۹۴/۲/۲۹ صادره از شعبه ۳۵ دادگاه عمومی حقوقی تهران که بموجب ان در رابطه با دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر مطالبه بهای روز و تجاری معادل ۴۰% سهام شرکت تعاونی خدمات طب ماساژ اسپیتمان با برند IRest حکم بر بی حقی صادر گردیده با عنایت به اینکه استدلال دادگاه محترم بدوی بر این اساس استوار است که دلیلی بر سهامدار بودن تجدیدنظرخواه در شرکت یاد شده ارائه نگردیده … که با عنایت به صورتجلسه ۸۵/۸/۲ مجمع عمومی عادی که بطور فوق العاده تشکیل گردیده تجدیدنظرخواه در زمره سهامداران و حاضرین در جلسه قلمداد گردیده .

علاوه بر آن صورتجلسه ۸۶/۷/۴ که بموجب دادنامه ۱۱۴۰-۹۱/۱۲/۲۸ شعبه محترم ۲۴ دادگاه تجدیدنظر استان مازندران بعنوان سفید امضاء تلقی که تجدیدنظرخواه مدعی گردیده آن را فقط امضاء کرده و متن آن توسط مسئولین شرکت تنظیم گردیده حکایت از ان دارد که حداقل سابق بر صورتجلسه مذکور ، تجدیدنظرخواه سهامدار شرکت بوده است.

همچنین آگهی تبدیل شرکت خدمات طب ماساژ اسپیتمان با مسئولیت محدود به شرکت تعاونی خدمات طب ماساژ اسپیتمان (بشماره ۱۲/۹۸۵۶-۸۰/۸/۱۳ ) دلالت بر این دارد که تجدیدنظرخواه بعنوان بازرس اصلی معرفی که علی القاعده بازرس از بین سهامداران انتخاب میگردد بنابراین سهامدار بودن تجدیدنظرخواه در شرکت یاد شده محرز است و دادنامه تجدیدنظرخواسته که خلاف این معنا و بدون ورود در ماهیت امر و در مقام حکم انشاء گردیده مخدوش است.

تاثیر امضا صورتجلسات شرکت بر سهامدار بودن

این دادگاه مستنداٌ به مواد ۲۹۹، ۳۵۳ ، ۳۵۸ و ۴۰۳ قانون آئین دادرسی دادرسی مدنی با تلقی آن به قرار رد دعوی و نقض ان بلحاظ ضرورت انجام کارشناسی در خصوص میزان سهام و ارزش روز ان مراتب را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی عودت میدهد ،

در ثانی تجدیدنظرخواهی آقای س. ح. بطرفیت ۱- آقای ع. پ.س. ۲- خانم مریم پ.س. ۳-خانم اکرم .. جملگی با وکالت آقای ک. الف. ۴- ر. الف. ۵-احسان ….۶-الهه ….۷- آزاده …(اعضاء هیئت مدیره و مدیران تصفیه شرکت تعاونی و خدمات طب ماساژ اسپیتمان) نسبت به دادنامه ۷۱۵-۹۳/۱۰/۱۰ صادره از این دادگاه که متضمن صدور قرار عدم استماع دعوی جلب ثالث نامبرده می باشد.

با عنایت به اینکه دادخواست جلب ثالث در جلسه دادرسی ۹۳/۹/۴ (همزمان) و مقارن با جلسه اول دادرسی در پرونده اصلی تقدیم گردیده و اسامی هیئت مدیره در ذیل دادخواست جلب ثالث تصریح گردیده لذا قرار تجدیدنظرخواسته که خلاف این معنا صادر گردیده مخدوش است این دادگاه مستنداٌ به ماده ۳۵۳ قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض آن مراتب را جهت ادامه رسیدگی به دادگاه بدوی عودت میدهد این رای قطعی است.

شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان تهران – رئیس و مستشار

قاسم توکلی – رمضان نامدار

 

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی بانکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

خرق حجاب شخصیت حقوقی شرکت
درتاریخ : ۱۳۹۲/۱۲/۱۲ به شماره : ۹۲۰۹۹۷۰۲۲۰۱۰۱۷۱۷

خرق حجاب شخصیت حقوقی شرکت - آرش علیزاده نیری

خرق حجاب شخصیت حقوقی شرکت – آرش علیزاده نیری

این رای که در شعبه ۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران صادرشده است درباره این موضوعات می باشد: شرکت تجاری، شخصیت حقوقی، مسئولیت مدیران شرکت، سوءاستفاده از حق، تقلب نسبت به قانون

چکیده رای

با وصف استقلال شخصیت حقوقی شرکت از شخصیت حقیقی اعضاء و مدیران آن، هرگاه محرز شود که اقدامات شرکت فی‌الواقع تحت سیطره مؤثر شخص حقیقی است، تعهد ایجادشده را می‌توان منتسب به اصیل واقعی دانست، و او را در برابر متعهدله مسئول شناخت. با توجه به لزوم جلوگیری از تقلب نسبت به قانون و جلوگیری از سوءاستفاده از حق، استناد به اصل استقلال شخصیت حقوقی شرکت نمی‌تواند مستمسکی برای برائت ذمه و رفع مسئولیت از اصیل واقعی باشد.

رای بدوی

در خصوص دعوی شرکت صنایع بسته‌بندی الف. با وکالت آقایان ق.ق. و ع.ط. به‌طرفیت ۱- آقای ح.ت. با وکالت بعدی آقای م.د. ۲- شرکت ت. به خواسته مطالبه مبلغ ۲۳۲/۶۷۶/۳۷۶/۲ ریال با احتساب خسارات دادرسی به اعتقاد دادگاه، اگرچه شخصیت حقوقی شرکت از شخصیت حقیقی اعضاء و مدیران آن مستقل است و به لحاظ همین استقلال شخصیت حقوقی،

شرکت می‌تواند دارای حق و تکلیف شود و جزء در خصوص شرکت‌هایی که شرکا شخصاً ضامن تعهدات شرکت هستند در سایر شرکت‌ها، طلبکاران حق مراجعه به شرکا را ندارند و شرکت شخصاً پاسخگو و مسئولیت در رابطه با بدهی‌های ناشی از معاملات آن با اشخاص طرف قرارداد می‌باشد لکن هرگاه شرکت یک سلسله امور و اقدامات حقوقی را تحت کنترل شخص دیگر یا به وکالت دیگری انجام دهد به‌گونه‌ای که در مرحله ایجاد رابطه حقوقی اراده متعهد تحت سلطه و کنترل مؤثر آن شخص خارجی (ثالث) باشد تعهد ایجادشده را می‌توان منتسب به اصیل واقعی (شخص ثالث) دانست

به عبارتی هرگاه اقدامات و اعمال حقوقی که شخص حقوقی (شرکت) زیر نظر دیگری انجام می‌دهد ناشی از اراده کنترل‌کننده است نتیجه گرفته می‌شود که در واقع طرف قرارداد یا اصیل واقعی کنترل‌کننده است و می‌بایست قاعده استقلال شخصیت حقوقی شرکت را نادیده گرفت و مسئولیت را بر اصیل واقعی تحمیل کرد

خرق حجاب شخصیت حقوقی شرکت

و این نظریه علاوه بر جایگاه غیرقابل‌انکار آن در حقوق بین‌الملل و حقوق تطبیقی در حقوق داخلی و مبانی فقهی ما نیز براساس قاعده تقلب نسبت به قانون و جلوگیری از سوءاستفاده از حق قابل استنباط و اجرا است در مانحن‌فیه حسب گزارش کارشناسی مضبوط در پرونده و مستندات ابرازی خواهان بیش از ۱۷ سال با خوانده ردیف اول (آقای ت.) و بیش از ۱۴ سال با خوانده ردیف دوم ارتباط تجاری داشته است و کلیه معاملات انجام‌گرفته و قراردادهای منعقده فی‌مابین دو شرکت از طریق نمایندگی شخص آقای ت. (خوانده ردیف اول) و با امضاء ایشان صورت گرفته است و در واقع ورود شرکت خوانده به پای معاملات تجاری با خواهان از طریق مشارٌالیه و به‌واسطه رابطه تجاری قبلی وی صورت پذیرفته است.

درنتیجه خوانده ردیف اول نقش مدیریت و اداره‌کننده اصلی را به عهده داشته است و این شرکت وسیله‌ای بوده که خوانده ردیف اول تجارت خود را به‌وسیله آن انجام می‌داده و حتی در قبال معاملات آن چک تضمینی صادر نموده است بنابراین مشارٌالیه به‌عنوان اصیل واقعی مسئول پرداخت دیون شرکت می‌باشد و استناد به اصل استقلال شخصیت حقوقی شرکت نمی‌تواند مستمسکی برای برائت ذمه و رفع مسئولیت از خوانده ردیف اول باشد

خرق حجاب شخصیت حقوقی شرکت

بنا به‌مراتب فوق دادگاه ضمن ردّ دفاعیات شکلی و ماهوی وکیل خوانده دعوی مطروحه را وارد و ثابت دانسته و مستنداً به اصل ۴۰ قانون اساسی و مواد۳۱۰و۳۱۳و۳۱۴ قانون تجارت و مواد ۱۹۸-۵۱۹-۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت تضامنی خواندگان به پرداخت مبلغ ۲۳۲/۶۷۶/۳۷۶/۲ ریال بابت اصل خواسته و مبلغ ۵۲۴/۵۳۳/۴۷ ریال بابت هزینه دادرسی و پرداخت حق‌الوکاله وکیل بر طبق تعرفه و خسارت تأخیر تأدیه (نسبت به مبلغ چک از تاریخ سررسید و نسبت به مابقی خواسته از تاریخ تقدیم دادخواست) در حق خواهان صادر و اعلام می‌کند رأی صادره نسبت به خوانده ردیف دوم (شرکت) غیابی و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین شعبه و نسبت به خوانده ردیف اول حضوری و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است
دادرس شعبه ۳۵ دادگاه عمومی و حقوقی تهران ـ احمدی

 

رای دادگاه تجدید نظر

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.د. به وکالت ازآقای ح.ت. نسبت به دادنامه شماره ۹۲۰۰۰۹۶۵ مورخ ۱۸/۸/۹۲ صادره از شعبه ۳۵ دادگاه عمومی تهران مشتمل بر صدور حکم بر محکومیت تضامنی خواندگان (تجدیدنظرخواه) به پرداخت مبلغ ۲۳۲/۶۷۶/۳۷۶/۲ ریال بابت خرید کارتن به‌عنوان اصل خواسته و مبلغ /۵۲۴/۵۳۳/۴۷ ریال بابت هزینه دادرسی و پرداخت حق‌الوکاله وکیل طبق تعرفه و خسارت تأخیر تأدیه (نسبت به مبلغ چک از تاریخ سررسید و نسبت به مابقی خواسته از تاریخ تقدیم دادخواست) در حق تجدیدنظرخواه می‌باشد

درمجموع وارد و موجه نیست و رأی صادره صحیح و خالی از ایراد و منقصت قانونی بوده و دادنامه موصوف با عنایت به محتویات پرونده و مستندات ابرازی طرفین و با رعایت اصول و مقررات و قواعد دادرسی اصدار گردیده و بر استدلال و استنباط دادگاه بدوی مبنی بر احراز مدیونیت و مسئولیت تضامنی تجدیدنظرخواه خدشه‌ای وارد نمی‌باشد .

بنابراین تجدیدنظرخواهی را غیرموجه تشخیص و با ردّ اعتراض دادنامه معترضٌ‌عنه را با استناد به ماده ۳۵۸ از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید می‌نماید این رأی قطعی است.
مستشاران شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
صادقی ـ توکلی

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه عزل عضو هیات مدیره شرکت سهامی خاص : جهات عزل اعضا هیات مدیره شرکت سهامی خاص به طور مشخص در مواد قانونی لایحه اصلاح قانون تجارت درج شده است ، موضوع این دادنامه و این مقاله عزل رییس هیات مدیره از عضویت در هیات مدیره مستند به ماده ۱۱۱ لایحه اصلاح قانون تجارت است که در خلال طرح پرونده هر چه در پژوهشکده قوه قضاییه ، کتاب های حقوق تجارت و اینترنت جستجو نمودم هیچ دادنامه ای در این خصوص بدست نیامد ، لذا بر آن شدم جهت استفاده همکاران و سار افراد با شرح مختصری دادنامه را در اختیار همگان قرار دهم.

دادنامه عزل عضو هیات مدیره شرکت سهامی خاص

شرح پرونده عزل عضو هیات مدیره از شرکت سهامی خاص :

 

پرونده ای با چندین عنوان حقوقی و کیفری مربوط به یک شرکت تولیدی سهامی خاص از طرف احدی از موکلین مطرح شد که پس از بررسی قبول وکالت کردم و دعاوی متعددی از طرف طرفین مطرح شد.

متعاقبا پس از اثبات خیانت در امانت عضو هیات مدیره ، دادخواست عزل رییس هیات مدیره مستند به ماده ۱۱۱ لایحه اصلاح قانون تجارت تقدیم محاکم شد و پرونده به یکی از شعب حقوقی ارجاع گردید.

چالش های متعددی پیش روی این دادخواست بود :

  • اول اینکه قاضی محترم تجربه چنین پرونده ای را نداشت و جستجو در خصوص ارا صادر شده سابق برای ایشان هم کاملا بی نتیجه بود
  • دوم اینکه در خصوص قطعیت یا عدم قطعیت دادنامه احتمالی اصداری با توجه به قانون آیین دادرسی مدنی مشکلاتی برای تصمیم گیری قاضی محترم وجود داشت.

در نهایت پس از برگذاری چلسه رسیدگی و نهایتا چندین بار مراجعه جهت رفع ابهام از دو مورد فوق در نهایت دادنامهعزل عضو هیات مدیره به نفع موکلین با وکالت اینجانب صادر شد که به پبوست تقدیم می گردد.

 

تاریخ صدور :

۱۴۰۰/۱۰/۱۹

دادنامه عزل عضو هیات مدیره شرکت سهامی خاص آرش علیزاده نیری وکیل دعاوی شرکت ها

دادنامه عزل عضو هیات مدیره شرکت سهامی خاص آرش علیزاده نیری وکیل دعاوی شرکت ها

دادنامه عزل عضو هیات مدیره شرکت سهامی خاص آرش علیزاده نیری وکیل دعاوی شرکت ها

دادنامه عزل عضو هیات مدیره شرکت سهامی خاص آرش علیزاده نیری وکیل دعاوی شرکت ها

مواد قانونی :

ماده ۱۱۱ – اشخاص ذیل نمی‌توانند به مدیریت شرکت انتخاب شوند:
1 – محجورین و کسانی که حکم ورشکستگی آنها صادر شده است.
2 – کسانی که به علت ارتکاب جنایت با یکی از جنحه‌های ذیل به موجب حکم قطعی از حقوق اجتماعی کلاً یا بعضاً محروم شده باشند در مدت‌محرومیت:
‌سرقت – خیانت در امانت – کلاهبرداری – جنحه‌هایی که به موجب قانون در حکم خیانت در امانت یا کلاهبرداری شناخته شده است – اختلاس -‌تدلیس – تصرف غیر قانونی در اموال عمومی.
‌تبصره – دادگاه شهرستان به تقاضای هر ذینفع حکم عزل هر مدیری را که برخلاف مفاد این ماده انتخاب شود یا پس از انتخاب مشمول مفاد این‌ماده گردد صادر خواهد کرد و حکم دادگاه مزبور قطعی خواهد بود.

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی شرکت های تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )