دادنامه مطالبه وجه بابت خسارت از باب تسبیب

 

طرح موضوع دادنامه

برای طرح دعوای مطالبه خسارت می بایست شروط طرح دعوا بدوا مورد توجه قرار بگیرد و به طور کل دعاوی مطالبه خسارات ناشی از تسبیب موضوعات بسیار پیچیده و دارای زوایای بسیار است که در صورت عدم توجه به جزیات موضوع می تواند موجبات رد دعوا را ایجاد نماید به شرحی که در پرونده حاضر مورد رای قرار گرفته است.

ایراد شکلی

بدوا لازم به توضیح است که یکی از اساسی ترین موضوعات طرح دعوا توسط اشخاص حقوقی تفویض اختیار هیات مدیره به مدیر عامل است که در این خصوص دادنامه ای نیز توسط دیوان عدالت اداری صادر گردیده با این موضوع که داشتن حق امضا به معنی حق تعیین وکیل دادگستری نیست هر چند که این دادنامه برای تمام مراجع لازم الاتباع است ولی مشخص نیست چه گونه قاضی محترم از این دادنامه تبعیت ننموده و در رای خود آن را نپذیرفته که جای تاسف دارد.

نکته دوم عدم ذینفعی خواهان محترم در این دعواست چرا که زیان دیده اصلی شخصی است که خواهان مدعی است بر اساس استعمال روغنی که از موکل خریداری شده آسیب دیده پس با این وصف زیان دیده شخص آخر بوده و خواهان نمی تواند ذینفع قلمداد شود که این استدلال نیز مقبول قاضی محترم قرار نگرفته است.

 

دفاع ماهیتی پرونده

برای طرح دادخواست جبران خسارات وارده ناشی از اقدامات اشخاص ثالث، بدوا ورود خسارت و متعاقب آن اگر شخصی ادعای جبران آن خسارت را دارد در مقام اثبات آن می بایست بکوشد و این در حالی است که در پرونده حاضر شرکت خوانده و وکیل محترم ایشان بدون هر گونه ارایه مستندات ورود خسارت و رابطه مستقیم خسارت با شخص زیان دیده به صرف اخذ تامین دلیل دادخواست مطالبه خسارت تقدیم محاکم نموده اند.

برای دفاع ماهیتی پرونده ایرادات متعددی اعلام شد که هر چند ایرادات مهم تری در اظهارات وجود داشت ولی قاضی محترم در نهایت با قبول دو ایراد مهم رای به نفع موکل مبنی بر قرار عدم استماع دعوا صادر نمود.

ایرادات ارایه شده که موضوع رای نیز قرار گرفته اند عبارتند از عدم احراز ورود خسارت و عدم ارایه مستنداتی دال بر رابطه خواهان با شخص ثالث متضرر نهایی که این دو ایراد منشا صدور قرار عدم استماع دعوا مستند به ماده دو قانون آیین دادرسی مدنی به نفع موکل گردید.

دادنامه مطالبه وجه بابت خسارت

دادنامه مطالبه وجه بابت خسارت

وکیل پرونده مطالبه خسارت

وکیل پرونده مطالبه خسارت

نمونه رای مطالبه خسارت از باب تسبیب

نمونه رای مطالبه خسارت از باب تسبیب

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل پایه یک دادگستری

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل دعاوی حقوقی و تجاری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه اقاله خودرو BMW بدون داشتن مبایعه نامه و اثبات بیع

 

شرح مختصر موضوع اقاله بیع خودرو

دادنامه اصداری در راستای بیعی صادر گردیده که موکل مبایعه نامه را از دست داده و صرفا آثار بیع را به طور ضعیف داشته است ، به عنوان مثال پرداخت ثمن و عدم وجود رابطه و مراودات مالی فی مابین و چند عامل دیگر …

عالم ثبوت و اثبات

پیش از شرح موضوع دادنامه به طور خلاصه لازم به توضیح است که در عالم حقوق دو فضا وجود دارد عالم ثبوت و عالم اثبات ، با این شرح که در عالم ثبوت ممکن است اقدامی حقوقی واقع شده و حقی ایجاد شده باشد و آثاری بر آن بار شود ولی این اقدامات و آثار می بایست در عالم ثبوت با ادله اثبات دعوا ثابت شود.

همانطور که در فرض پرونده حاضر معامله ای واقع شده بوده ولی مبایعه نامه که حاکی از خرید و فروش باشد در ید موکل نبوده لذا اثبات وقوع بیع و نهایتا اقاله بیع ( توافق طرفیت بر برهم زدن معامله ) بسیار مشکل بوده.

به هر روی در پرونده حاضر خوانده محترم به طور کل نفس معامله را نیز منکر شده بود چرا که خدرو به دلیل عیب تحویل ایشان شده بود و در واقع معامله اقاله ( به خواست طرفین منحل ) شده بود ولی در قبال ادله ارایه شده ادعای ایشان تاب برابری نداشته و نهایتا مستند به مواد ۱۲۵۷ ، ۱۲۵۸ ، ۲۱۹ ، ۲۲۰ ، ۲۸۳ ، ۲۸۴ ، ۲۸۵ ، ۱۹۴ ، ۱۹۸ ، ۱۹۹ ، ۲۴۱ ، ۵۱۵ ، ۵۱۹ ، ۵۲۲ قانون مدنی  رای به نفع موکل بر اساس قبول بیع و نهایتا اقاله صادر و خوانده محترم محکوم به پرداخت مبلغ دریافتی می شود.

دادنامه اقاله خودرو BMW بدون داشتن مبایعه نامه و اثبات بیع

دادنامه اقاله خودرو BMW بدون داشتن مبایعه نامه و اثبات بیع

آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری

آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری

نمونه دادنامه اقاله بیع خودرو

نمونه دادنامه اقاله بیع خودرو

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل دعاوی حقوقی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

مطالبه وجه التزام عدم تنظیم سند رسمی ، در صورت تغییر در توافقات قراردادی و عدم درج تضمینات سابق ( وجه التزام قراردادی ) وجه التزام قابل دریافت نخواهد بود.

وجه التزام چیست ؟

وجه التزام به طور ساده و خلاصه شرطی است که در صورت تخلف و تاخیر در اجرای تعهدات هر یک از طرفین ( در صورت تصریح ) می بایست به نفع طرف دیگر بابت جبران خسارت پرداخت شود که عموما در قرارداد ها جهت جلوگیری از تخلف احتمالی بدون ضمانت اجرای طرفین جهت پایبندی بیشتر اطراف قرارداد درج می گردد.

 

مطالبه وجه التزام عدم تنظیم سند رسمی

معاملات املاک همیشه از چالشی ترین معاملات است چرا که بعضا افراد با تمام سرمایه خود اقدام به خرید یک واحد مسکونی می نمایند و با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی در صورت بروز اشکال در معامله شایددیگر امکان جبران وضعیت وجود نداشته باشد.

یکی از مهمترین موضوعاتی که بعضا پیش می آید تلقی اشتباه از شروط و شرایط حاکم بر قرارداد است.

به عنوان مثال در خصوص وجه التزام عدم تنظیم سند رسمی باید دانست که در صورت حصول توافقات بعدی در  زمان تعیین وقت مجدد می بایست جمله تمامی نعهدات و شرایط قرارداد اصلی به این الحاقیه نیز تسری خواهد داشت را درج نمود، چرا که مطابق با ماده ۲۹۲ قانون مدنی با تغییر زمان تنظیم سند رسمی تبدیل تعهد واقع شده و تضمینات سابق قرارداد ( وجه التزام ) به تعهد جدید تعلق نخواهد گرفت و قابل مطالبه نخواهد بود .

لذا همیشه توصیه می گردد در زمان انجام معاملات جهت جلوگیزی از ورود ضرر با وکیل متخصص ملکی مشاوره نمایید.

نمونه دادنامه عدم امکان مطالبه وجه التزام قراردادی به دلیل تبدیل تعهد سابق با تغییر زمان حضور در دفتر اسناد رسمی و تنظیم سند رسمی

وکیل پایه یک دادگستری دعاوی ملکی

وکیل پایه یک دادگستری دعاوی ملکی

عدم سرایت تضمینات سابق به تعهد جدید

عدم سرایت تضمینات سابق به تعهد جدید

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل دعاوی ملکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه برائت شرب خمر ، در صورتی که با تست الکل مشخص شود که میزان الکل خون از حد محاز بالاتر است لزوما به معنی محکوم شدن فرد نیست.

تعریف شرب خمر

مطابق با ماده ۲۶۴ قانون مجازات اسلامی ” مصرف مسکر از قبیل خوردن، تزریق و تدخین آن کم باشد یا زیاد، جامد باشد یا مایع، مست کند یا نکند، خالص باشد یا مخلوط به گونه ای که آن را از مسکر بودن خارج نکند “، موجب حد است.
تبصره- خوردن فقاع (آب جو مسکر) موجب حد است هر چند مستی نیاورد.

حسب ماده ۲۶۵ قانون مرقوم ” حد مصرف مسکر، هشتاد ضربه شلاق است. “

مجازات مصرف مسکر مطابق با ماده ۲۶۶ قانون مجازات اسلامی صرفا برای مسلمانان است ولی در صورتی که غیر مسلمان تظاهر به مصرف مسکر نماید محکوم به حد می شود.

 

دادنامه برائت شرب خمر

دادنامه برائت شرب خمر

 

نحوه اثبات شرب خمر

شرب خمر با اقرار نزد قاضی اثبات می شود لذا در صورتی که اقرار نزد افرادی غیر از قاضی دادگاه واقع شود مانند ( بازپرس ، قاضی کشیک و یا افسر راهور ) از موجبات اثبات جرم و موجب حد نخواهد بود.

همچنین با استناد به قاعده درآ ” ماده ۱۲۰– هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هریک از شرایط مسؤولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی آن یافت نشود حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود.
ماده ۱۲۱- در جرائم موجب حد به استثنای محاربه، افساد فیالارض، سرقت و قذف، به صرف وجود شبهه یا تردید و بدون نیاز به تحصیل دلیل، حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود. ” لذا به صرف شبهه در مصرف مسکر و سایر شرایط بدون تحصیل دلیل جرم شرب خمر اثبات نمی شود.

نتیجه پرونده شرب خمر

در پرونده حاضر با توجه به اینکه متهم در تمام مراحل از تست الکل توسط پلیس راهور تا حضور نزد دادگاه محترم استعمال مشروبات الکلی را انکار نموده و قاضی محترم دادگاه کیفری ۲ نیز این اقرار را مقرون به واقع دانسته و با جاری نمودن قاعده درآ  و اصل برایت مندرج در قانون اساسی رای بر برایت متهم صادر نموده .

 

 

دادنامه برایت شرب خمر

دادنامه برایت شرب خمر

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

رای و‌حدت‌ رو‌یه شماره ۶۰۴ دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت محاکم عمومی در رسیدگی به دعوی مطالبه دستمزد و حقوق پیمانکار نسبت به کار انجام‌ شده بر اساس قرارداد تنظیمی و عدم شمول ماده (۱۵۷) قانون کار به آن – مصوب ۱۳۷۴/۱۲/۲۲

رأی و‌حدت‌رو‌یه شماره ۶۰۴- ۲۲/۱۲/۱۳۷۴

صلاحیت محاکم عمومی در رسیدگی به دعوی مطالبه دستمزد و حقوق پیمانکار نسبت به کار انجام‌شده بر اساس قرارداد تنظیمی و عدم شمول ماده (۱۵۷) قانون کار به آن

رای و‌حدت‌ رو‌یه شماره 604 دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت محاکم عمومی

رای و‌حدت‌ رو‌یه شماره ۶۰۴ دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت محاکم عمومی

احتراماً به استحضار می‌رساند:

شعب ششم و بیست و یکم دیوان‌عالی کشور در استنباط از ماده (۱۵۷) قانون کار آرای مختلف صادر و مبادرت به اتخاذ رو‌یه‌های متفاو‌تی نموده‌اند که ایجاب می‌نماید موضوع برای ایجاد و‌حدت‌رو‌یه قضایی در هیأت عمومی مطرح شود خلاصه پرو‌نده‌ها را به شرح زیر به عرض‌عالی می‌رساند:

۱ ‌ـ‌ به حکایت پرو‌نده کلاسه ۲۴/۸۵۵۹ شعبه ششم دیوان‌عالی کشور، در مورخ ۱۸/۱۲/۱۳۷۳، آقای رضا قنایی خداداد، دادخواستی به خواسته ابطال قرارداد ساختمانی (تصویر قرارداد پیوست می‌باشد) به طرفیت بخشداری جعفرآباد، در دادگاه‌های عمومی قم مطرح می‌نماید که با ارجاع به شعبه شانزدهم و ثبت به کلاسه ۷۳/۱۶/۹۱۴، طرفین جهت رسیدگی به دادگاه دعوت می‌شوند درجلسه رسیدگی خواهان خواسته را به مطالبه دستمزد ایام کارکرد تغییر می‌دهد و دادگاه طی دادنامه شماره ۷۴/۴۱۹ موضوع را در صلاحیت اداره کار شهرستان قم تشخیص و با صدو‌ر قرار عدم صلاحیت پرو‌نده را در اجرای ماده (۱۶) قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری مصوب ۲۵/۳/۱۳۵۶ به دیوان‌عالی کشور ارسال نموده که به شعبه ششم ارجاع گردیده و آن شعبه پس از رسیدگی چنین رأی داده است :

«نظر به خواسته دعوی دایر به مطالبه دستمزد و حقوق و مطالبات به نسبت کار انجام شده براساس قرارداد مستند دعوی که به عنوان کارفرما و پیمانکار منعقد گردیده رسیدگی به موضوع مستلزم رسیدگی قضایی است و مورد انطباقی با اختلاف کارگر و کارفرما ندارد و از شمول ماده (۱۵۷) قانون کار خارج است و چون رسیدگی به موضوع در صلاحیت محاکم عمومی است علی‌هذا با نقض قرار صادره مقرر می‌شود پرو‌نده به دادگاه صادرکننده قرار جهت رسیدگی ماهوی اعاده شود.

رای و‌حدت‌ رو‌یه شماره ۶۰۴ دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت محاکم عمومی

۲ ‌ـ‌ حسب پرو‌نده کلاسه ۹/۲۱/۸۵۶۰ شعبه ۲۱ دیوان‌عالی کشور، آقای رضا قنایی خداداد دادخواستی به طرفیت هیأت امنای رو‌ستای محمودآباد بخش جعفرآباد و آموزش و پرو‌رش گازران به خواسته صدو‌ر رأی بر ابطال قرارداد مورخ ۱۲/۱۱/۱۳۷۲ تقدیم دادگاه عمومی شهرستان قم نموده و با این توضیح که طبق قرارداد مذکور برای احداث یک باب مدرسه پنج کلاسه، تهیه مصالح ساختمانی با کارفرما بوده و مدت تکمیل ساختمان مدرسه نیز شش ماه تعیین شده است که به لحاظ عدم تهیه مصالح ساختمانی و کسر بودجه کار ساختمان تعطیل گردید

و دستمزد اینجانب هم پرداخت نشده است و سپس خواسته خود را منحصر به مطالبه مبلغ یکصد و سی و نه هزار تومان دستمزد و مطالبات نموده دادگاه پس از بررسی پرو‌نده در تاریخ ۱۲/۴/۱۳۷۴ با این استدلال که موضوع اختلاف مطالبه دستمزد ناشی از قرارداد کار می‌باشد که رسیدگی به آن به موجب ماده (۱۵۷) قانون کار در صلاحیت شورای اسلامی و هیأت تشخیص سپس هیأت حل اختلاف مستقر در اداره کار شهرستان قم می‌باشد، قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت مرجع مزبور صادر و پرو‌نده را در اجرای ماده (۱۶) قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری به دیوان‌عالی کشور ارسال که به شعبه ۲۱ ارجاع می‌گردد و شعبه یادشده پس از رسیدگی چنین رأی داده است :

«باتوجه به اظهارات خواهان در جلسه مورخ ۱۲/۴/۱۳۷۴ مبنی براینکه خواسته اینجانب منحصر است به مطالبه مبلغ ۱۳۹۰۰۰ تومان حقوق و دستمزد مطالبات اینجانب به نسبت کاری که انجام داده‌ام… قرار عدم صلاحیت مورخ ۱۲/۴/۱۳۷۴ دادگاه که با عنایت به مقررات قانون کار صادر گردیده است تأیید و پرو‌نده جهت ارسال آن به و‌احد اداره کار مربوطه جهت طرح آن در مراجع مذکور در ماده (۱۵۷) قانون کار به دادگاه اعاده می‌گردد…» بنا به مراتب اشعاری شعبه ششم دیوان‌عالی کشور خواسته دعوی را دایر به مطالبه دستمزد و‌حقوق مطالبات به نسبت کاری که انجام شده خارج از شمول ماده (۱۵۷) قانون کار دانسته و رسیدگی به آن را در صلاحیت محاکم عمومی تشخیص داده است و شعبه ۲۱ با انطباق موضوع با ماده (۱۵۷) قانون کار قرار عدم صلاحیت دادگاه را به اعتبار صلاحیت هیأت حل اختلاف مستقر در اداره کار را تأیید نموده است.

 

لذا نظر به اینکه در موارد مشابه فوق از طرف شعب مرقوم رو‌یه‌های مختلفی اتخاذ شده است به استناد قانون و‌حدت‌رو‌یه قضایی مصوب سال ۱۳۲۸ طرح موضوع مختلف‌فیه در هیأت عمومی جهت اخذ رو‌یه و‌احد قضایی مورد استدعا است.

معاو‌ن او‌ل قضایی دیوان‌عالی کشور‌ـ‌ حسینعلی نیری

 

به تاریخ رو‌ز سه‌شنبه ۲۲/۱۲/۱۳۷۴ جلسه و‌حدت‌رو‌یه هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور به ریاست رییس دیوان‌عالی کشور و با حضور نماینده دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان رؤسا و مستشاران شعب کیفری و حقوقی دیوان‌عالی کشور تشکیل گردید.
پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی او‌راق پرو‌نده و استماع عقیده نماینده دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «نظر به اینکه دادخواست خواهان در هر دو پرو‌نده مطالبه دستمزد ایام کارکرد برابر قرارداد تنظیم شده بین طرفین دعوی می‌باشد و برابر اصول کلی و‌با توجه به اختلاف حاصله رسیدگی به دعوی محتاج به رسیدگی قضایی است لذا موضوع عنوان شده خارج از مقررات قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹ می‌باشد و ماده (۱۵۷) قانون مذکور ناظر به مورد دعوی نیست، بنابراین رأی شعبه ششم دیوان‌عالی کشور که براین اساس صادر شده موجه بوده، معتقد به تأیید آن می‌باشم.» مشاو‌ره نموده و اکثریت قریب به اتفاق بدین شرح رأی داده‌اند :

 

رأی و‌حدت‌رو‌یه هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور

نظر به تعریف کارگر در ماده (۲) قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹ و با توجه به حقوق و تکالیفی که در قانون مذکور برای کارگر و پیمانکار ملحوظ گردیده مطالبه دستمزد و حقوق پیمانکار نسبت به کار انجام‌شده براساس قرارداد تنظیمی که مستلزم امعان‌نظر قضایی است انطباقی با اختلاف بین کارگر و کارفرما نداشته و موضوع با توجه به شرح دعاو‌ی مطرو‌حه و کیفیت قراردادهای مستند دعوی از شمول ماده (۱۵۷) قانون کار خارج و بالنتیجه رسیدگی به موضوع در صلاحیت محاکم عمومی است بنا به مراتب رأی شعبه ششم دیوان‌عالی کشور که براین اساس صدو‌ر یافته صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص می‌شود.

این رأی برطبق ماده و‌احده قانون و‌حدت‌رو‌یه قضایی مصوب سال ۱۳۲۸ برای شعب دیوان‌عالی کشور و دادگاه‌ها در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

 

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی پیمانکاری 

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه ابطال اجراییه بر اساس رای ۷۹۴ دیوان عالی کشور

شرح موضوع پرونده ابطال اجراییه رای وحدت رویه ۷۹۴

موکل مبلغ ۲.۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال از یکی از بانک ها به عنوان مشارکت مدنی اخذ نموده که متعاقبا مبلغی در حدود ۷.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال پرداخت و رقبه ترهینی ایشان نیز به ارزش حدودی یک میلیارد تومان مورد مزایده قرار گرفته بود و همچنین مبلغی در حدود ۵.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال دیگر بانک مدعی دین برای ایشان بود.

پس از مراجعه موکل و بررسی اسناد و مدارک ایشان مشخص گردید محاسبات بانک و نحوه تعاول و ادعای بانک با موکل صحیح نبوده لذا دادخواستی در این خصوص تنظیم و تحویل دستگاه قضایی گردید.

 

خواسته های دادخواست ابطال اجراییه بانکی و قرارداد

  • ابطال سند مزایده
  • مطالبه وجه مازاد پرداختی موکل به بانک
  • ابطال اجراییه
  • الزام به فک رهن

 

خواسته و اشکال اصلی وارده بر اقدامات بانک اشتباه و محاسبات بوده که کارشناسان رسمی دادگستری بر اساس مستندات ارایه شده و مستند به رای وحدت رویه دیوان عالی کشور به شماره ۷۹۴ ضمن پذیرش و تایید ادعاهای مطروحه گزارش خود را در این خصوص تقدیم نمودند که مستند صدور رای قرار گرفت

 

نتیجه دعوای ابطال مزایده و ابطال اجراییه و الزام به فک رهن

در نهایت نظر به کارشناسی های انجام شده و لوایح تقدیمی دادخواست تقدیمی منجر به صدور دادنامه زیر گردید که نهایتا دادنامه اصداری در مرحله بدوی قطعی و نهایی گردید که به پیوست بخش های اصلی دادنامه جهت بهره برداری تقدیم می گردد.

در خصوص قطعی شدن دادنامه در مرحله بدوی طی پست دیگری مفصلا توضیح لازم داده خواهد شد.

 

دادنامه ابطال اجراییه رای 794

دادنامه ابطال اجراییه رای ۷۹۴

 

دادنامه ابطال اجراییه رای وحدت رویه 794

دادنامه ابطال اجراییه رای وحدت رویه ۷۹۴

 

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه دعاوی بانکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

در دعوی صدور حکم ورشکستگی احراز این امر که دارایی شرکت برای پرداخت دیون آن کافی است، مستلزم اظهار نظر کارشناسی بوده و صدور قرار رد دعوی به دلیل اختلاف طرفین در مورد مطالبات واستحقاق خواهان در مطالبه فاقد وجاهت قانونی است

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

رأی دادگاه بدوی در خصوص نحوه احراز ورشکستگی

شماره پرونده : ۹۴۰۹۹۸۲۱۶۰۹۰۰۴۴۳ شماره دادنامه : ۹۴۰۹۹۷۲۱۶۰۹۰۱۳۹۹ تاریخ : ۱۳۹۴/۱۲/۲۶

شرکت تعاونی تاکسیرانی تهران با وکالت خانم ن. ص. و ع. ل. به طرفیت شرکت تولیدی لاستیک د. دعوایی به خواسته صدور حکم ورشکستگی مطرح کرده است.

وکلای خواهان در شرح دادخواست اظهار داشتند شرکت خوانده در فعالیت تجاری اش دچار وقفه در پرداخت بدهی ها شده به نحوی که منجر به توقیف دارایی شخصی سهامداران از جمله موکل (شرکت خواهان ) شده است .

ازاین رو صدور حکم به شرح فوق را درخواست دارد.

در جلسه رسیدگی مورخ ۹۴/۸/۲ دادگاه از وکلای خواهان سوال شده که دعوی ورشکستگی مستند به چه طلبی است ؟ پاسخ دادند که غیراز بدهی های دارایی ،

سود سهام نیز از سال ۸۲ پرداخت نشده است

سود سهام نامعلوم است 

حسابهای بانکی موکل نیز بابت بدهی های شرکت لاستیک د

توقیف شده است 

دادنامه نحوه احراز ورشکستگی

سپس راجع به بدهی های مالیاتی شرکت لاستیک د. و برداشت اموال خواهان بابت این مطالبات از اداره دارایی استعلام شده پاسخ استعلام حاکی از بدهی های مالیات خوانده و نیز برداشت وجوه نقد بابت مطالبات اداره دارایی دارد.

در جلسه رسیدگی مورخ ۹۴/۱۲/۱۲ دادگاه که به منظور بررسی طلب خواهان تشکیل شده (باتوجه به پاسخ استعلام دارایی ) وکیل خوانده اظهار داشته برداشت مبلغ ۳ میلیارد ریال از جانب خواهان بواسطه عضویت در هیات مدیره شرکت د. و در راستای مسوولیت تضامنی مدیران بوده است و نه بواسطه ی سهامدار بودن انها و در هر حال ارتباطی به شرکت د. ندارد.

وکیل خواهان اظهار داشته ، مواد قانونی مورد اشاره در پاسخ اداره امور مالیاتی صریحا اشاره دارد که بدهی مربوط به شخص مدیر نبوده بلکه ضمانت اجرای قانونی جهت کسر و ایصال مالیات بوده و جزء بدهی مسلم شرکت د. می باشد.

باتوجه به مراتب بالا و با توجه به اختلاف طرفین دعوی در مورد مطالبات خواهان و اختلاف و ترافع در استحقاق خواهان در مطالبه ی مبالغی که توسط اداره دارایی از حساب های بانکی خواهان برداشت شده است که مستلزم رسیدگی مستقل و صدور حکم در این مورد می باشد.

از این رو دعوی اعلام ورشکستگی بعنوان طلبکار در این موقعیت فعلی پذیرفته نیست و به استناد ماده ۲ قانون ائین دادرسی مدنی قرار رد دعوی مطروحه صادر واعلام می شود.

این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه ۴۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران – اسکندری

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

 

شماره پرونده : ۹۴۰۹۹۸۲۱۶۰۹۰۰۴۴۳ شماره دادنامه : ۹۵۰۹۹۷۲۱۳۰۶۰۰۷۶۷ تاریخ : ۱۳۹۵/۰۶/۰۹

رأی دادگاه

در خصوص تجدید نظرخواهی شرکت تعاونی تاکسیرانی تهران با وکالت خانم ن. ص. به طرفیت شرکت تولیدی لاستیک د. با وکالت خانم ز. ز. نسبت به دادنامه شماره ۱۳۹۹ مورخ ۱۳۹۴/۱۲/۲۶ شعبه ۴۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر اساس دادنامه موصوف در مورد دعوای شرکت تجدیدنظرخواه به خواسته صدور حکم ورشکستگی شرکت تجدیدنظرخوانده اجمالا با این استدلال که با توجه به اختلاف طرفین دعوا در مورد مطالبات خواهان و اختلاف و ترافع در استحقاق خواهان در مطالبه و مبالغی که توسط اداره دارایی از حسابهای بانکی خواهان پرداخت شده است که مستلزم رسیدگی مستقل و صدور حکم در این مورد می باشد از این رو دعوا را قابل استماع ندانسته و قرار ردآن صادر گردیده است.

دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین، نظر به اینکه دعوا برابر با مقررات قانونی اقامه گردیده است و نظر به اینکه احراز این که دارایی شرکت برای پرداخت دیون آن کافی است مستلزم اظهار نظر کارشناسی است .

از این رو تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده میشود و به تجویز ماده ۳۵۳ قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته پرونده جهت رسیدگی ماهیتی به دادگاه محترم نخستین اعاده میشود.

این رای قطعی است.
شعبه ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران – رئیس و مستشار
مجتبی نورزاد – سید احمد جاویدی اقدم/پژوهشگاه قوه قضاییه

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در دعاوی بانکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

دادنامه معاملات رمز ارز مبنی بر منع تعقیب به دلیل فقدان عنصر فریب و تقلب

 

موضوع پرونده :

در صورتی که دو نفر توافق بر انجام معاملات فیوچر ( ترید ) نمایند و تریدر متضرر شود و یا به نحوی سرمایه از دست برود امکان تعقیب کیفری تریدر وجود دارد ؟

 

شرح موضوع :

حسب ادعا شاکی پرونده ؛ مبلغی را بابت معاملات بازار رمز ارز به مشتکی عنه پرداخت و در ازا آن چک دریافت نموده که مع الاسف به نحوی سرمایه از دست مشتکی عنه خارج شده و متعاقبا شاکی با طرح دعوای کیفری تلاش در محکومیت مشتکی عنه نموده که در نهایت نیز پس از استماع اظهارات طرفین و وکلا ، دادیار محترم تصمیم نهایی اتخاذ نموده و مستند به ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب توسط دادیار فرزانه و دانشمند دادسرا صادر میگردد.

عمده دفاع از موکل در این پرونده بر روی محور مفقود بودن عنصر تقلب و فریب بوده که با تحویل چند فقره چک توسط موکل عملا تضمین بازپرداخت دارایی انجام شده و شاکی می توانسته برای استیفا حقوق خود ( هرچند که این موضوع هم محل اشکال است ) از طریق محاکم اقدام نماید.

نکته حایز اهمیت در پرونده های با عناوین کلاهبرداری آن است که شاکی می بایست اثبات نماید که مشتکی عنه مرتکب تقلب شده و با این تقلب تحصیل مال نموده با این وصف که تقلب می بایست پیش از تحصیل مال انجام شده باشد و به صرف دریافت سرمایه و متضرر شدن و یا حتی عدم استرداد وجه امکان محکومیت به کلاهبرداری وجود ندارد.

در نهایت دادنامه اصداری جهت بهره برداری ضمیمه شده.

 

 

منع تعقیب معاملات رمز ارز

منع تعقیب معاملات رمز ارز

منع تعقیب معاملات رمز ارز - وکیل جرایم رایانه ای وکیل دعاوی رمز ارز

منع تعقیب معاملات رمز ارز – وکیل جرایم رایانه ای وکیل دعاوی رمز ارز

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه جرایم رایانه ای

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

بیع عین مرهونه توسط راهن

چکیده:

انجام بیع نسبت به عین مرهونه توسط راهن، منافاتی با حقوق مرتهن و ماده ۷۹۳ قانون مدنی و رأی وحدت رویه شماره ۶۲۰ ـ ۱۳۷۶/۸/۲۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور ندارد و دعوی الزام به فک رهن به طرفیت فروشنده مال مرهونه قابلیت پذیرش را دارد

رأی وحدت‌ رویه شماره: ۸۳۲

تاریخ صدور : ۱۴۰۲/۰۳/۳۰

بیع عین مرهونه توسط راهن رای وحدت رویه دیوان عالی کشور

بیع عین مرهونه توسط راهن رای وحدت رویه دیوان عالی کشور

الف) گزارش پرونده

به استحضار می‌رساند بر اساس آراء واصله به این معاونت، از سوی شعب مختلف دادگاه‌‌ها درخصوص دعوی الزام فروشنده‌ مال مرهونه به فک رهن (با پرداخت حقوق مرتهن)، آراء مختلف صادر شده است، به منظور طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور، گزارش امر به شرح آتی تقدیم می‌شود:

الف) به حکایت دادنامه‌های ۹۷۰۹۹۷۱۹۷۲۴۰۰۶۶۶ ـ ۱۳۹۷/۸/۲۱ و ۹۸۰۹۹۷۱۹۷۲۴۰۰۳۵۲ ـ ۱۳۹۸/۴/۱۲ شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی نوشهر، در خصوص دعوی آقایان حسام …، فرزین … و مرتضی … به طرفیت آقایان علی‌اصغر … و محمدحسین … به خواسته الزام به فک رهن، چنین رأی داده شده است:

«… مطابق ماده ۷۹۳ قانون مدنی هر گونه اقدامی منافی با حقوق مرتهن مواجه با مانع قانونی است این در حالی است که تقاضای الزام به فک رهن در جهت حفظ حقوق مرتهن بوده که این امر پس از صدور حکم دادگاه با هزینه متعهد و فعل او و یا فعل ثالث با هزینه راهن انجام می‌پذیرد و در مغایرت با مدلول ماده مذکور و رأی وحدت رویه شماره ۶۲۰ مورخ ۱۳۷۶/۸/۲۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور نمی‌باشد خصوصاً آن که مطابق ماده ۳۴ اصلاحی قانون ثبت اسناد و املاک مرتهن از تملک [مال] مرهونه ممنوع است و صرفاً مورد رهن محل استیفای وجه مرتهن می‌باشد، دادگاه با وصف مراتب فوق و نظر به استعلام واصله از ثبت نوشهر … که حاکی از مالکیت آقای علی‌اصغر … می‌باشد …، دعوی خواهان را نسبت به اصیل آقای علی‌اصغر … وارد دانسته با استناد به مدلول مواد ۲۳۰، ۳۳۸، ۳۳۹، ۱۲۵۷، ۱۲۵۸، ۱۲۸۴، ۱۲۸۶، ۱۳۲۱و ۱۳۲۴ قانون مدنی و ۱۹۸، ۵۰۲، ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی [در امور] مدنی حکم به الزام خوانده دعوی آقای علی‌اصغر… به تمهید مقدمات (الزام به فک رهن) با پرداخت کلیه مطالبات مرتهن … صادر و اعلام می‌نماید …» و در خصوص دعوای تقابل خوانده‌ها به طرفیت آقایان حسام … و فرزین… به خواسته اعلام بطلان معامله …، چنین رأی داده شده است:

«… دعوی خواهان وارد و درخور پذیرش نمی‌باشد زیرا با پذیرش دعوی خواهان اصلی دایر بر فک رهن …، دیگر پذیرش دعوی تقابل موجبی نداشته و با پذیرش دعوی اصلی، مطالبات مرتهن از محل رهن قابل استیفاء بوده و این امر [دارای] منافات با رأی وحدت‌رویه ۶۲۰ ـ ۱۳۷۶/۸/۲۰ و ماده ۷۹۳ قانون مدنی نمی‌باشد. دادگاه نظر به مراتب فوق و مستنداً به ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی [در امور] مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. …»

پس از تجدیدنظرخواهی از آراء مذکور، شعبه بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۱۵۱۷۵۰۰۸۵۶ ـ ۱۳۹۸/۷/۹، چنین رأی داده است:

«تجدیدنظرخواهی آقای علی‌اصغر … و محمدحسین… به طرفیت آقایان فرزین … و حسام …، … به نظر صائب و صحیح می‌آید چه اینکه معامله فی‌مابین آقای علی‌اصغر و آقایان فرزین و حسام … نسبت به پلاک مذکور که در رهن بانک ملی می‌باشد محل ایراد می‌نماید؛ … با عنایت به نص صریح قانون مدنی در ماده ۷۹۳ که راهن را از هرگونه تصرف در رهن که منافی حقوق مرتهن باشد منع نموده مگر با اذن مرتهن که در مانحن فیه بانک مرتهن به طور صریح و مکتوب جواز هرگونه نقل و انتقال را … از سوی راهن مردود دانسته و تنفیذ نمی‌نماید و نظر به رأی وحدت رویه شماره ۶۲۰ [هیأت عمومی] دیوان عالی کشور که فروش و انتقال مال مرهونه به ثالث را از سوی راهن منافی منافع و حقوق مرتهن دانسته و محکوم به رد می‌داند، لذا با پذیرش تجدیدنظرخواهی صورت پذیرفته و نقض دادنامه‌های معترض‌عنه، حکم به رد دعوی خواهان بدوی (آقایان فرزین … و حسام …) به خواسته الزام به … فک رهن و ورود دعوی تقابل آقای علی‌اصغر… به خواسته ابطال معامله فی‌مابین نامبرده و در نتیجه با توجه به مراتب فوق‌الاشعار [حکم به] بطلان معامله فی‌مابین را صادر و اعلام می‌نماید.»

ب ) به حکایت دادنامه شماره ۱۶۱۳ـ ۱۳۹۷/۱۰/۲۶ شعبه ۱۰۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران، در خصوص دعوای آقایان فریبرز … و سورنا … به طرفیت آقای احمد … و بانک مسکن، به خواسته الزام به فک رهن و مطالبه خسارت دادرسی، چنین رأی داده شده است:

«… با توجه به اینکه … انتقال عین مرهون به حق مرتهن صدمه نمی‌زند و حق مرتهن عینی است و بر مورد انتقال باقی می‌ماند و حاکم بر حق مالکیت انتقال گیرنده است؛ لذا این دادگاه در مجموع دعوای خواهان را وارد تشخیص و مستنداً به مواد ۱۰، ۱۹۰، ۲۱۹، ۲۲۱، ۲۲۳، ۳۶۲، ۱۲۸۴ و ۱۲۹۱ قانون مدنی و مواد ۵۰۲، ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی [در امور] مدنی حکم به محکومیت خوانده ردیف اول به فک رهن از ملک پس از پرداخت حقوق رهنی بانک مسکن توسط آقای احمد … صادر و اعلام می‌نماید. …»پس از تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه پنجاه و دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۲۶۹۵۰۰۷۰۱ ـ ۱۳۹۸/۴/۲۹، چنین رأی داده است:

«… [با] توجه به مستندات اصحاب دعوی و اظهارات مکتوب در پرونده ایراد و اعتراض وارد نیست و جهات درخواست تجدیدنظر با شقوق یاد شده در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد دادنامه طی رسیدگی‌های لازم برابر اصول و موازین قانونی صادر شده خدشه و خللی بر آن وارد نیست چرا که در این مرحله از دادرسی تجدیدنظرخواه دلیل و مدرک موجهی که موجبات نقض و بی‌اعتباری دادنامه را فراهم نماید به دادگاه ارائه نداده، بنابراین دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه نخستین را تأیید می‌نماید. …» چنانکه ملاحظه می‌شود، شعب بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران و پنجاه و دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران، در خصوص دعوی الزام فروشنده‌ مال مرهونه به فک رهن (با پرداخت حقوق مرتهن)، اختلاف ‌نظر دارند؛

به طوری که شعبه بیست و دوم با استدلال به اینکه راهن در زمان انعقاد عقد بیع، حقی در نقل و انتقال مال مرهونه نداشته و با استناد به ماده ۷۹۳ قانون مدنی و رأی وحدت رویه ۶۲۰ ـ ۱۳۷۶/۸/۲۰ معتقد به بطلان (عدم نفوذ) معامله بوده و بر همین اساس حکم به رد دعوای الزام به فک رهن صادر کرده است، در حالی که شعبه پنجاه و دوم یاد شده در مورد مشابه حکم صادره مبنی بر الزام به فک رهن را تأیید کرده است. بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخواست می‌گردد. معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیأت عمومی ـ غلامرضا انصاری

ب) نظریه نماینده محترم دادستان کل کشور

احتراماً، درخصوص پرونده وحدت رویه شماره ۳/۱۴۰۲ هیأت عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح زیر اظهار عقیده می‌نمایم: حسب گزارش معاونت قضایی دیوان در امور هیأت عمومی ملاحظه می‌گردد اختلاف نظر راجع به اختلاف رویه حادث شده بین شعبه بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران و شعبه پنجاه و دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران در خصوص «دعوای الزام فروشنده مال مرهونه به فک رهن با پرداخت حقوق مرتهن» می‌باشد. لذا با توجه به مراتب مذکور و اینکه وضعیت حقوقی معاملات با عین مرهونه از جمله موضوعات مورد اختلاف در منابع فقهی و حقوقی و به تبع رویه قضایی است که سابقه طولانی داشته و کتب و مقالات و همچنین آراء بسیاری در این زمینه به رشته تحریر در آمده است و هرچند تقسیم‌بندی‌های گوناگونی از انواع و اقسام معاملات با عین مرهونه و ضمانت اجرایی آنها به دست آمده است،

اما آنچه مورد اتفاق است و در ماده ۷۹۳ قانون مدنی و رأی وحدت رویه شماره ۶۲۰ ـ ۱۳۷۶/۸/۲۰ نیز به آن تصریح گردیده، این است که صرفاً اعمالی که منافی حقوق مرتهن است منوط به اذن مرتهن می‌باشد، هر چند که راجع به مفهوم «عدم نفوذ اینگونه اعمال و آثار و مصادیق اعمال منافی حقوق مرتهن در رابطه بین راهن و مرتهن ثالث» نیز اختلاف نظر وجود داشته و نظرات متفاوتی در این خصوص ارائه شده است و با عنایت به اینکه دیوان عالی کشور در راستای تنظیم و تنسیق روابط بین اشخاص در جامعه و با عنایت به مصالح عمومی در تفسیر مفاد ماده ۷۹۳ ق.م باید آن را حمل بر معنایی بنماید که ضمن مراعات حقوق مکتسبه مرتهن، با اراده عقد در رابطه بین طرفین، صحت عمل حقوقی را در برداشته باشد. لذا به لحاظ اینکه با تحقق عقد رهن، مالکیت عین مال کماکان متعلق به راهن است و مرتهن صرفاً به تبع طلب خود، نسبت به عین مرهونه، حق عینی تبعی دارد و چنانچه این حق به نحوی از انحاء تأمین و تأدیه طلب مرتهن مراعات شود، عمل حقوقی انجام شده توسط راهن منافاتی با حقوق مرتهن نخواهد داشت و از آنجا که براساس اصل نسبی بودن اثر عقود حسب ماده ۲۳۱ ق.م، قرارداد منعقده بین خریدار و فروشنده با حفظ حقوق مرتهن، مشمول اصل صحت و اصل لزوم در  رابطه بین طرفین آن بوده و از حیث تحلیلی ماهیت آن نوعی تعهد به فعل ثالث است که نه تنها منافی حق عینی مرتهن بر استیفای حق خود از عین مال نبوده و تأثیر سوئی بر آن ندارد، بلکه این دعوی به نحوی متضمن تأیید حق مرتهن و تعجیل در تأدیه آن نیز می‌باشد و بر این اساس، حقوق مرتهن در هر حال رعایت شده و دعوای الزام فروشنده به فک رهن، منافاتی با حقوق مرتهن نخواهد داشت.

بنابراین رأی شعبه پنجاه و دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران منطبق با مقررات قانونی بوده و مورد تأیید است.

ج) رأی وحدت‌ رویه شماره ۸۳۲ ـ ۱۴۰۲/۰۳/۳۰ هیأت‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

نظر به اینکه با تحقق عقد رهن، مالکیت عین، کماکان متعلق به راهن است و مرتهن به تبع طلب خود نسبت به عین مرهونه، حق عینی دارد و به استناد این حق، می‌تواند از محل فروش آن با رعایت تشریفات قانونی طلب خود را استیفاء نماید، چنانچه حقوق مرتهن به نحوی از انحاء، تأمین یا طلب وی تأدیه شود، انجام بیع نسبت به عین مرهونه توسط راهن، منافاتی با حقوق مرتهن و ماده ۷۹۳ قانون مدنی و رأی وحدت رویه شماره ۶۲۰ ـ ۱۳۷۶/۸/۲۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور ندارد و دعوی الزام به فک رهن به طرفیت فروشنده مال مرهونه قابلیت پذیرش را دارد.

بنا به مراتب، رأی شعبه پنجاه و دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که با این نظر انطباق دارد با اکثریت آراء صحیح و قانونی تشخیص داده می‌شود و طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم‌الاتباع است.

هیأت عمومی دیوان عالی کشور

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در دعاوی بانکی

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )

جعل داده و خیانت در امانت – دادنامه

دادنامه جعل داده و خیانت در امانت

جعل داده ها و متعاقب آن تحصیل مال اعم از خیانت در امانت و کلاهبرداری از جرایم شایعی است که عموما در شرکت ها ارتکاب می یابد که به دلیل ماهیت این نوع جرایم نوعا اثبات آنها بسیار مشکل است.

در پرونده موضوع این پست احدی از پرسنل مالی یک شرکت دانش بنیان با دست کاری سیستم رایانه ای شرکت ( جعل داده ها ) و متعاقبا برداشت وجه ( خیانت در امانت ) مبالغی را به نفع خود برداشت نموده بود.

 

در دادسرا

با طرح شکایت و درخواست ارجاع امر به کارشناسی در حوزه جرایم رایانه ای که تغییر در داده های قابل استناد را تایید نمود و متعاقب آن کارشناس حسابداری ادعای موکل مبنی بر برداشت از حساب موکل بدون داشتن سند پرداخت معتبر تایید گردید و بر اساس آن بازپرس محترم شعبه اقدام به صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست می نماید.

 

در دادگاه کیفری دو

پس از صدور کیفرخواست پرونده جهت تعیین کیفر به احدی از دادگاه های کیفری دو تهران ارجاع می گردد که شعبه محترم نیز با قبول شکایت و مستندات ارایه شده و توجه به گزارشات کارشانسی بر اساس مواد ۶۷۴ و ۷۳۴ قانون مجازات اسلامی متهم را به حبس و جزای نقدی محکوم نموده که به پیوست دادنامه جهت استفاده ارایه گردیده.

 

توضیحات

در خصوص جعل داده ها لازم به توضیح است که :

نخست آنکه داده های قابل استناد ساخته شود پس هر داده ای که ساخته شود قابل استناد نیست و جعل داده ها محقق نخواهد شد.

دوم آنکه داده های قابل استناد وارد سامانه های رایانه ای شود .

سوم آنکه داده های قابل استناد موجود تغییر یابد.

پس شرط اساسی جعل داده ها قابلیت استناد این داده هاست .

 

دادنامه جعل داده و خیانت در امانت

جعل داده و خیانت در امانت – دادنامه

 

تعیین وقت مشاوره با هماهنگی قبلی

جهت اخذ مشاوره در مورد این موضوع با ما تماس بگیرید

تلفن همراه : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵

تلفن ثابت : ۸۸۰۷۱۵۱۹

آرش علیزاده نیری

وکیل پایه یک دادگستری

متخصص در زمینه جرایم رایانه ای

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز ( تهران )